خرید کتاب زیارت عاشورا با تخفیف جذاب ویژه محرم و یادبود اموات حتماً ببینید

ادبیات فارسی

ادیان و مذاهب

اصول دین و اعتقادات

اهل بیت (ع)

سبک زندگی

قرآن

کودک و نوجوان

علوم و فنون

حوزه علمیه

احادیث | ادعیه | زیارت


کتاب قصه های پندآموز وقت خواب - دفتر سوم

مولف (پدیدآور) :

زینب علیزاده لوشابی


قیمت پشت جلد: 600000 ریال
قیمت برای شما: 570,000 ریال 5 درصد تخفیف
تاریخ بروزرسانی: سه شنبه 29 شهريور 1401

توضیحات

راه رهایی هر فرد کوچک و بزرگی از غصه، رهایی در دنیای قصه ها و داستان ها می باشد. قصه هایی پندآموز که نه تنها راه و رسم خوب زندگی کردن را به ما می آموزند بلکه آرامش را به همراه دارند.

کتاب" قصه های پندآموز وقت خواب" دفتر سوم همانند دیگر مجلدات این مجموعه شامل بیش از 10 قصه جذاب برای هنگام خواب کودکان می باشد.

داستانی درمورد مهمان داری:

دو مرد در سفری با هم دوست شدند. خانه هرکدام از آنها در یک شهرجداگانه بود. بعد از سفر، هر کدام از آنها به شهرو خانه خودشان رفتند و از همدیگرقول گرفتند که هروقت گذرشان به شهرهمدیگر افتاد، به خانه هم بروند.

روزی از روزها یکی از دوست ها به شهر و خانه دوستش رفت. صاحبخانه هرچه داشت جلویش گذاشت و برای تهیه بقیه چیزها به بازار رفت و حسابی از دوستش پذیرایی کرد. او سه روز آنجا بود و روز سوم تصمیم گرفت به شهر خودش برگردد.

هنگام رفتن به صاحبخانه گفت: حیف که پذیرایی از یک دوست مهمان را بلد نبودی! اگر به شهر و خانه من بیایی، من آیین مهمانداری را به تو یاد میدهم.

صاحبخانه با شنیدن این حرف خیلی ناراحت شد، چون خیلی تلاش کرده بود که از مهمانش خوب پذیرایی کند و تازه مهمانش این حرف را می زد. او با خودش فکر کرد: چه کاری باید برای مهمانم میکردم که نکردم و حالا مهمانم باید ناراضی از خانه ام برود؟

بعد از مدتی، صاحبخانه به شهر و خانه دوستش رفت. دوستش مقداری نان و پنیر برای ناهار آورد. بعد هم یک خوردنی ساده پیش مهمان گذاشت. مرد با خودش فکر کرد که لابد فردا قرار است غذاهای خوشمزه برایش بیاورد و از او پذیرایی کند، اما فردا هم یک غذای خیلی ساده برایش آورد.

چند روز به همین ترتیب گذشت. آخر سر، مرد خجالت را کنار گذاشت و از دوستش پرسید: این طوری از مهمان پذیرایی می کنند؟ تو از پذیرایی من ایراد میگیری، بعد خودت این طوری از مهمانت پذیرایی می کنی؟

دوست مرد گفت: بله، آدم برای یک مهمان غریبه خودش را توی زحمت می اندازد و آن طور که تو پذیرایی کردی پذیرایی می کند، نه برای یک دوست صمیمی. من وقتی به خانه تو آمدم، میخواستم یک ماه آنجا بمانم؛ اما تو آن قدر خودت را به زحمت و سختی انداختی که من احساس کردم مزاحم هستم و خجالت کشیدم بیشتر از سه روز در خانه ات بمانم.

حالا که تو به خانه من آمدی و مهمان من شدی، من چیزی بیشتر از غذای معمولی خودم برای تو نمی آورم؛ چون دوست دارم زیاد پیشم بمانی، این طوری اگر یک سال هم در خانه من بمانی، به من و خودت سخت نخواهد گذشت.

مرد که عاقل و فهمیده بود، متوجه شد که حرف دوستش درست است. او فقط از روی مهربانی و خوش قلبی برای پذیرایی از دوستش خودش را به زحمت و سختی انداخته بود، ولی نمی دانست که این نوع پذیرایی کردن او را از دوستش دور می کند و باعث ناراحتی او می شود. او از اینکه دوستی به این دانایی دارد، خوشحال شد و تصمیم گرفت بیشتر در خانه دوستش بماند.

صفحه 38 کتاب قصه های پندآموز وقت خواب دفتر سوم

 

ارسال به سراسر ایران
تضمین رضایت

موارد بیشتر arrow down icon
سوالی داری بپرس
-->