خرید کتاب زیارت عاشورا با تخفیف جذاب ویژه محرم و یادبود اموات حتماً ببینید

ادبیات فارسی

ادیان و مذاهب

اصول دین و اعتقادات

اهل بیت (ع)

سبک زندگی

قرآن

کودک و نوجوان

علوم و فنون

حوزه علمیه

احادیث | ادعیه | زیارت


کتاب قصه های پندآموز وقت خواب - دفتر ششم


قیمت پشت جلد: 600000 ریال
قیمت برای شما: 570,000 ریال 5 درصد تخفیف
تاریخ بروزرسانی: سه شنبه 29 شهريور 1401

توضیحات

تاریخ این سرزمین به خودی خود با داشتن بزرگانی همچون عطار، سعدی، حافظ و... با قصه و قصه گویی عجین شده است. کتاب "قصه های پندآموز وقت خواب" دفتر ششم شامل قصه هایی گردآوری شده از کتاب های کلیله و دمنه، بوستان، گلستان و... می باشد.

داستان پندآموز دفتر عربی:

مرد توی فکر و خیالات خودش غرق شده و یاد بچگی هایش افتاد بود. وقتی که مادرش گوشش را می تاباند و می گفت: باید به مکتب بروی و با سواد بشوی. روزی نبود که او از مکتب فرار نکند.

او دلش می خواست دائم توی کوچه باشد و با بچه ها بازی کند. مرد از فکرو خیالات بیرون آمد. حواسش را جمع کرد تا ببیند استاد چه میگوید. او می خواست هرطور شده چند کلمه یاد بگیرد تا وقتی توی جمع می نشیند همه به او نگویند بی سواد.

استادی که داشت درس می داد در بین کلماتش مدام بعضی کلمات عربی را تکرار می کرد. مرد هم که عربی نمی دانست، معنی آن ها را نمی فهمید. چندین روز بود که پای درس استادهای مختلف می نشست؛ ولی همه آن ها کلمات عربی به کار می بردند. مرد پیش خودش فکرکرد بهتر است پیش یکی از دوستانش که عربی بلد است برود و چند کلمه ای از او عربی یاد بگیرد.

او چند روز به خانه دوستش می رفت و از او عربی یاد می گرفت. ولی از آنجا که مثل بچگی هایش حوصله درس خواندن نداشت، هرچه دوستش میگفت فقط سرش را تکان می داد بی آنکه آن کلمات را یاد گرفته باشد ومدام بین حرفهای دوستش خمیازه میکشید. مرد یک دفتر داشت که هر از گاهی بعضی کلماتی را که دوستش به او یاد می داد توی دفتر یادداشت می کرد.

بعد از چند روز مرد احساس کرد که دیگر عربی را خوب یاد گرفته. یک روز چند تا از دوست های قدیمی اش را دید. آن ها برای هم تعریف کردند که هرکدامشان مشغول چه کاری هستند. مرد هم که می خواست به دوستانش بگوید که باسواد است و درس خوانده، چند کلمه ای عربی گفت. یکی از دوستانش که عربی بلد بود به او خندید و گفت: این کلمه که گفتی اشتباه تلفظ کردی. اینطوری نیست.

مرد از اینکه کلمه را اشتباه تلفظ کرده بود خجالت کشید، ولی عوض اینکه اشتباهش را قبول کند و تلفظ درست را از دوستش بپرسد با عصبانیت گفت: من این کلمه را غلط تلفظ کردم یا تو؟ من عربی بلدم یا تو؟ دفتر عربی ام را توی خانه جا گذاشته ام وگرنه به تو نشان می دادم که این کلمه همینطور تلفظ می شود نه آنطور که تو میگویی.

مرد این حرف را زد و رفت. دوست مرد فهمید که او هنوز هم آنطور که ادعا می کند اهل درس خواندن و باسواد شدن نیست.

صفحه 45 کتاب قصه های پندآموز وقت خواب - دفتر ششم

ارسال به سراسر ایران
تضمین رضایت

موارد بیشتر arrow down icon
سوالی داری بپرس
-->