فروش انواع کتب کمک آموزشی با ارسال رایگان + هدیه حتماً ببینید

ادبیات فارسی

ادیان و مذاهب

اصول دین و اعتقادات

اهل بیت (ع)

سبک زندگی

قرآن

کودک و نوجوان

علوم و فنون

حوزه علمیه

احادیث | ادعیه | زیارت



قیمت پشت جلد: 250000 ریال
قیمت برای شما: 240,000 ریال 4 درصد تخفیف
تاریخ بروزرسانی: دوشنبه 25 مرداد 1400

توضیحات

کرونا کوتاه بیا نبوده و نیست، خیلی از نفس ها را گرفت و در کمتر از چهار ماه اوضاع جهان را زیرورو کرد. کتاب هفت خان شستن به بیان خاطراتی از طلاب و گروه های جهادی فعال در تغسیل و تدفین اموات کرونایی می پردازد. 

 

 
پیشنهاد ما: خرید کتاب دکل

مقدمه کتاب هفت خان شستن:

ویروس کرونا پدیده ای جهانی و فراگیر است که نظم متعارف زندگی را در بسیاری از نقاط دنیا به هم ریخته است. مردم هر کشوری در مقابله با این بیماری ناشناخته بازخوردی دادند به فراخور جهان بینی و فرهنگ و تجربه های تاریخی شان. هرقدر در فرهنگ جامعه ای همیاری، ایثار، جمع گرایی، خداباوری و آرمان خواهی ارزش بیشتری داشته باشد، آن جامعه در بحران ها و مسئله های اجتماعی هم گراترو موفق تر عمل میکند. به علاوه اینکه تجربه های تاریخی موفق نیز به توفیقات جامعه می افزاید.

ازاین روست که تجربه های دفاع مقدس، راهپیمایی اربعین، راهیان نور، جهادسازندگی و اردوهای جهادی، تکیه داری و روضه های خانگی، فعالیت های مسجدی و ده ها تجربه تاریخی مردم در ایران، در کنار فرهنگ دینی، نوع دوستی، ایثار و آرمان خواهی مردم ایران، واکنش متفاوتی را در مقابله با کرونا در مقایسه با سایر کشورها پدید آورد. .

کسانی که تجربه حضور در جنگ هشت ساله را داشتند با خاطرات آن دوران را شنیده و خوانده بودند، کرونا را فرصتی دیدند برای «جهاد» و تجلی دوباره «مرگ آگاهی». از همان روزهای ابتدایی که کرونا در ایران شیوع پیدا کرد، عده زیادی با علم به خطرهای احتمالی، به خط زدند. خط مقدم درگیری، بیمارستان بود و کادر درمان اولین مجاهدان این جبهه جدید. مجاهدان حوزه درمان ماه ها درگیر این جنگ فرسایشی شدند و شهدای جدیدی به سرمایه فرهنگی اجتماعی جامعه ایران اضافه شد: «شهدای مدافع سلامت».. نظریه شهادت خود را در دهه چهارم انقلاب بار دیگر بازتولید کرد و مصادیق و ادبیات جدیدی یافت.

روحت شاد مثقال جان:

اولین میتی که برای غسل دادنش رفتم، پیرزنی نودساله بود. شش نفری او را شست وشو دادیم، گذاشتیم توی آب کلرو بعد از غسل و کفن، رفتیم سراغ میت بعدی. میت دوم دو برابر قبلی بود! وقتی خواستیم بلندش کنیم یاد مادربزرگم افتادم که غسال ها بانوعی برانکارد مخصوص جابه جایش می کردند. از سرگروهمان خواستم برود غسالخانه دارالرحمه و یکی از آن برانکاردها را بیاورد. تا او رفت و برگشت، با هر سختی بود میت را غسل دادیم. اسم میت سوم مثقال بود! مثقالی با۱۲۰ کیلوگرم وزن !

انگار خدا می خواست به من بگوید: «بنده من، به خودت نناز. از بلندکردن یه مثقال هم عاجزی!» وقتی سرگروهمان برانکارد را آورد، به کمک یکی از برادرها میت را بلند کردیم و بردیم توی غسالخانه، جای سرمهایی که به بدن مثقال زده بودند خون ریزی داشت. چند بار سدر ریختیم روی محل سوزن تا بالاخره سیاهرگش از غليان افتاد. تغسیل تمام شد؛ اما کفن کردن مثقال ۱۲۰کیلویی سخت به نظر می رسید!

چهار سال پیش، شوهرم در بیمارستان بستری بود. ما برای عوض کردن ملافه تختش، اول او را نود درجه به سمت چپ یا راست غلت می دادیم و ملافه لوله شده را می انداختیم زیر کمرش. مثقال را هم با همین روش کفن کردیم. با اینکه غسل و کفن مثقال خیلی سخت بود، تجربیات زیادی در اختیارمان گذاشت. برای همین همیشه میگویم: «روحت شاد مثقال جان.»

صفحه 79 کتاب هفت خان شستن

پیشنهاد ما: خرید کتاب تحف العقول

ارسال به سراسر ایران
تضمین رضایت

موارد بیشتر arrow down icon
سوالی داری بپرس