کتاب جدید استاد علی صفایی حائری (جمع و حاصل جمع ها) شامل 7 سخنرانی استاد حتماً ببینید

ادبیات فارسی

ادیان و مذاهب

اصول دین و اعتقادات

اهل بیت (ع)

سبک زندگی

قرآن

کودک و نوجوان

علوم و فنون

حوزه علمیه

احادیث | ادعیه | زیارت



قیمت پشت جلد: 300000 ریال
قیمت برای شما: 285,000 ریال 5 درصد تخفیف
تاریخ بروزرسانی: پنج شنبه 4 شهريور 1400

توضیحات

کتاب سفری که پر ماجرا شد کتابی است مخصوص کودکان در موضوع داستان غدیر به نویسندگی بنفشه رسولیان و تصویرگری زیبای خانم مرضیه قائدی که توسط انتشارات مهرستان در قطع رقعی و 167 صفحه به چاپ رسیده است.

در پشت جلد کتاب سفری که پر ماجرا شد می خوانیم:

از پدرم می پرسیم که در این ها کی بودن کجا رفتند پدرم دستم را می گیرد و می گوید اینها خبررسان ها هستند میرن به اونهایی که جلوتر رفتن خبر بدهند که برگردم به اینجا با تعجب می گویم چرا برای چی برگردم ب عقب مگه چی شده که در نگاهی به من می‌اندازد و می‌گوید پسرم حتماً خبر مهمی شده ما هم نمی‌دانیم باید صبر کنیم

پیشنهاد کتاب: عصرهای کریسکان

ویدئو معرفی کتاب سفری که پر ماجرا شد:

با بخشی از کتاب سفری که پر ماجرا شد همراه می شویم:

در این فکرها هستم که پدرم را می بینم واز دور فرار میزنم وسلام میکنم. و بقیه بچه ها هم با صدای بلند سلام می کنند. بد
برمیگردد ومی خندد. او در حالی که دستش را بلند کرده است و سلام ما را جواب می دهد، می گوید:
اینجا چیکار میکنین پسرا؟ وسط این همه شلوغی
مراقب باشین زیر دست و پای شترها نيفتين» | - پدر، پدر، چرا امسال همه میخوان به مکه برن؟! چرا همه شون اینجا جمع شدن؟ حنیف میگه حتما خبر
مهمیه که همه اومدن اینجا. پدر با دستمالش عرق پیشانی اش را پاک می کند و می گوید: «هانی، یادته چند ماه پیش، من مدتی سفر
بودم!» | - بله پدر یادمه! همون موقع که تلما مریض بود؛ اما
شما گفتی کار مهمیه و باید بری. - بله هانی جان. اون موقع من و یه عده دیگه، از طرف
رسول خدا مأموریت داشتیم. حنیف دهانش از تعجب باز می ماند و می گوید:
مأموریت دیگه چیه؟
طاهر با دستش آرام به شانه حنیف می زند و می گوید: یک کمی حوصله داشته باش تا ببینیم ماجرا چیه!

پدر ادامه می دهد: «بله، من و چند نفر دیگه مأموریت داشتیم از شهر بیرون بریم ویه خبر مهم رو به همه مردم
مسلمون اطراف برسونیم.»خب؟! - خبر مهم این بود که رسول خدا فرموده بود امسال هر کسی که می تونه برای سفر حج، اینجا توی مدینه، جمع بشه. همه مسلمونها بیان اینجا. چون که... - چون که چی؟ پدرم به جمعیت و همهمه آنها نگاهی می اندازد و بعد
نگاهی به من و بقیه بچه ها.

خرید کتاب نخل میثم

ارسال به سراسر ایران
تضمین رضایت

موارد بیشتر arrow down icon