فروش انواع کتب کمک آموزشی با ارسال رایگان + هدیه حتماً ببینید

ادبیات فارسی

ادیان و مذاهب

اصول دین و اعتقادات

اهل بیت (ع)

سبک زندگی

قرآن

کودک و نوجوان

علوم و فنون

حوزه علمیه

احادیث | ادعیه | زیارت



قیمت پشت جلد: 160000 ریال
قیمت برای شما: 152,000 ریال 5 درصد تخفیف
تاریخ بروزرسانی: شنبه 30 مرداد 1400

توضیحات

میرزا محمد پدر کردستان چهارمین سری از کتاب های یاران ناب از انتشارات یا زهرا است که در دل خود خاطراتی از شهید محمد بروجردی را دارد شهیدی که در 12 بهمن ماه به حفاظت از شخصیت یزرگ انقلاب یعنی امام خمینی (ره) پرداخت.

پشت جلد کتاب میرزا محمد پدر کردستان:

در همین اوضاع صدای مادر شهید بلند شد صدایی که با غم آکنده بود. او فرزندش را از دست داده بود اما داشت به بقیه دلداری میداد و میگفت :« برادران عزیز ، من عادت کردم که یتیم بزرگ کنم محمد و خواهران و برادرانش ۶ تایی یتیم بودند و من آنها را بزرگ کردم هیچ مهم نیست الان هم پسر ۵ ساله و دختر محمد را بزرگ می کنم اما شما دلسرد نباشید و پشت امام را خالی نکنید امام را تا آخر پشتیبانی کنید...»

پیشنهاد ما: خرید کتاب ریحانه بهشتی

برشی از کتاب میرزا محمد پدر کردستان:

عملیات بازسازی جادهی پیرانشهر - سردشت را صبح زود آغاز کردیم. به سمت روستاها در حرکت بود که ناگهان متوجه شدیم در کمین ضدانقلاب افتاده و زمین گیر شدیم. از همه طرف محاصره مان کرده بودند. گنجی زاده، ولی نژاد و قمی هم همراهمان بودند و هر لحظه امکان شهید شدن مان می رفت. بیسیم را برداشتم و با عجله تماس گرفتم. بروجردی در روستای کوه بود. به او گفتم: «گنجی زاده تیر خورده و افتاده، ولی نژاد هم زخمی شده، چهار، پنج نفر بیشتر نموندیم.» بروجردی گفت: «الان خودم رو میرسونم.» پیش خودم گفتم: «حتما میخواد توی این اوضاع و شرایط ما رو دلداری بده.»

مجدد تماس گرفتم و درخواست کمک کردم، گفت: «چیزی نیست، نگران نباش.» بچه ها یکی یکی داشتند شهید می شدند. گنجی زاده هم صدای ناله اش هر لحظه بیشتر می شد. در این اوضاع، ناگهان چشمم به بروجردی افتاد که از جیپ پیاده شد. نگران به سوی او دویدم و اوضاع را برایش شرح دادم. بعد از این که به حرف هایم گوش کرد، گفت: «هیچی نشده، نگران نباش. این گنجی زاده هم ادا در میاره، طوریش نشده!» خیلی آرام و مطمئن به ما دلداری داد. آنهایی که مانده بودند، قوت قلب گرفتند، چون اصلا باور نمی کردیم که بروجردی پیش ما بیاید. بروجردی همه را منسجم کرد. بعد به وسیله ی بی سیم با توپخانه تماس گرفت و از همان جا توپخانه را هدایت کرد. نیروهای کمکی هم از راه رسیدند و از کمین نجات پیدا کردیم.

بروجردی بعد از نجات ما، سوار جیپش شد و همراه نیروهای کمکی به تعقیب ضدانقلاب رفت.

صفحه 33 کتاب میرزا محمد پدر کردستان

ارسال به سراسر ایران
تضمین رضایت

موارد بیشتر arrow down icon
سوالی داری بپرس