خرید کتاب زیارت عاشورا با تخفیف جذاب ویژه محرم و یادبود اموات حتماً ببینید

ادبیات فارسی

ادیان و مذاهب

اصول دین و اعتقادات

اهل بیت (ع)

سبک زندگی

قرآن

کودک و نوجوان

علوم و فنون

حوزه علمیه

احادیث | ادعیه | زیارت



قیمت پشت جلد: 900000 ریال
قیمت برای شما: 855,000 ریال 5 درصد تخفیف
تاریخ بروزرسانی: پنج شنبه 5 خرداد 1401

توضیحات

این جوان، دل حاج قاسم را با اختراع و نوآوری اش نرم کرد..!

مسجد بود که مرتضی را مرتضی کرد. آقا مرتضی عبداللهی جوانی باهوش و شجاع بود که به انواع و اقسام هنرهای رزمی تسلط داشت. عشق به جهاد و شهدا را از همان اول می شد به وضوح در او دید. و در آخر هم خدا او را فراخواند و به او گفت "هواتو دارم" تا با شهادت، آسمانی شود.

"کتاب هواتو دارم" اثری است از محمد رسول ملاحسنی که به روایت زندگی شهید مدافع حرم مرتضی عبداللهی می پردازد، توسط انتشارات شهید کاظمی درقطع رقعی و با 304 صفحه به چاپ رسیده است.

پیشنهاد ما: کتاب صعود چهل ساله

معرفی کتاب هواتو دارم:

آقا مرتضی در 9 اسفند 66 چشم به جهان گشود و به دلیل اینکه روز تولدش مصادف با شهادت امام جواد بود، نامش را در شناسنامه محمد گذاشتند. اما او را مرتضی صدا میزدند.

از همان بدو تولد محبت به پدر و مادر در گفتار و رفتار مرتضی مشهود بود و همین دعای خیر پدر و مادر، راه مرتضی را به این زیبایی ترسیم کرد.

سنش به جنگ و دوران دفاع مقدس نمی رسید، اما هر موقع بحث در مورد انقلاب و دوران جنگ بود، چنان با هیجان گوش می کرد که گویا مدت ها در جنگ فرمانده بوده و خاطرات زیادی را در آنجا داشته. وقتی فیلم دفاع مقدسی می دید، آنقدر به فکر جهاد در راه خدا بود که در دلش می گفت ای کاش جنگ بشود!

داستان مدافع حرم شدن آقا مرتضی بسیار عجیب بود، او با اختراعش بود که جواز مدافع حرم شدن را کسب کرد و دل حاج قاسم را هم با این کارش شاد کرد.

در نهایت نیز این عشق به جهاد الهی در آقا مرتضی عبداللهی او را به سمت خدا کشید و وی در شامگاه سه شنبه 23 آبان ماه در سن 30 سالگی به شهادت رسید.

"کتاب هواتو دارم" نیز با روایتی خودمانی، به سراغ داستان زندگی شهید مدافع حرم مرتضی عبداللهی رفته است که این کتاب را به تمام علاقه مندان به حوزه کتاب های شهدایی پیشنهاد میکنیم.

گزیده ای از کتاب هواتو دارم:

شروع کرد و تک تک اعضای خانواده را به من سپرد، خانواده خودش که تمام شد شروع کرد به سفارش اعضای خانواده من، منتظر بودم بین همه این حرف ها سفارشی هم برای خودم داشته باشد ولی چیزی نگفت.

همه را که به من سپرد از روی صندلی بلند شد، با همان چشم های اشک بار به مرتضی گفتم: با معرفت پس من چی، منو به کی میسپری؟

لبخند آرامی زد و گفت: نگران نباش، بهت قول میدم، خودم همه جا و همه وقت، هر طوری هم که بشه هواتو دارم...

صفحه 30 کتاب هواتو دارم

پیشنهاد ما: کتاب از چیزی نمی ترسیدم

ارسال به سراسر ایران
تضمین رضایت

موارد بیشتر arrow down icon
سوالی داری بپرس
-->