عصرهای کریسکان خاطرات امیرسعید زاده از جنگ تحمیلی و درگیری با کومله ادامه مطلب

ادبیات فارسی

ادیان و مذاهب

اصول دین و اعتقادات

اهل بیت (ع)

سبک زندگی

قرآن

کودک و نوجوان

علوم و فنون

حوزه علمیه

احادیث | ادعیه | زیارت


آمبولانس پنج ضلعی


قیمت پشت جلد: 185000 ریال
قیمت برای شما: 177,600 ریال 4 درصد تخفیف
تاریخ بروزرسانی: يکشنبه 27 تير 1400

توضیحات

کتاب آمبولانس پنج ضلعی به قلم قدسیه پایینی خاطراتی است داستانی از حمید بوربور از امدادرسانی در عملیات کربلای 5. خاطرات سرهنگ بوربور از ابتدای جنگ به دو بخش مختلف تقسیم می شد: رانندگی اتوبوس و پدافند هوایی

در پشت جلد کتاب آمبولانس پنج ضلعی می خوانیم:

همه خیز رفتند. حمید کنار گودال آب بود نگاهی به گل و لای چاله انداخت چاره‌ای نبود شیرجه رفت. سرما تا مغز استخوانش فرورفت. بلند شد و دوید. دندان‌هایش از سرما به هم می‌خورد به میدان صبحگاه که رسیدند دید فقط بچه‌های آنها نیستند از همه گردان‌ها در میدان بودند چند لحظه مبهوت و مات ایستاد و نگاه کرد چند هزار نفر در میدان ایستاده بودند همه جوان، همه آماده رزم، احساس می‌کرد قلبش محکم شده است...

نمونه ای از نثر کتاب آمبولانس پنج ضلعی:

حمید بعد از تسویه حساب به خانه بازگشت تا امتحانات خردادماه را بدهد. از خیر دادن چند امتحان اول گذشت و گذاشت برای شهریور، اما خیلی خوب از پس بقیه شان بر آمد. در طول تابستان در کنار کمک به پدرش در کشاورزی، بقیه درسها را خواند و امتحان آنها را در شهریور داد. بعدش همراه بقیه دوستانش در کلاس چهارم ثبت نام کرد.

با شنیدن خبر عملیات بدر مشغول مرتب کردن کارهایش برای رفتن شد، اما برادرش موقع رفتن او با این موضوع مخالفت کرد. حمید ناراحت و دلخور بود، اما اعتراضی نکرد و همراه برادرش به مشهد رفت. با اینکه دلش پیش دوستانش در جبهه بود، با بودن در حرم امام رضا سکونت در بهشت را تجربه می کرد.

سحر که برای نماز به حرم رفته بود، در صحن آزادی نشست و روبه گنبد خواست که عهد او را برای دفاع از اسلام بپذیرند. دیگر دلش آرام شده بود، میدانست که دعایش برای داشتن توفیق حضور در جبهه مستجاب شده است. دیپلمش را گرفت و چند ماهی کشاورزی کرد تا به استخدام نیروی هوایی ارتش درآمد. با وجود آنکه به خاطر ورود به ارتش خوشحال بود، در طول یک سالی که باید برای دوره افسری آموزش میدید، دائما فکرش پیش بچه هایی بود که در جبهه مبارزه می کردند و او فقط می توانست از رادیو و تلویزیون یا روزنامه ها خبرهای جنگ را دنبال کند. شش ماه را در مرکز آموزش ۰۱ تهران بود. چند ماهی هم در دانشکده پیاده شیراز دروس تخصصی را گذراند.

اواخر آبان ۱۳۶۵ تبلیغات گسترده ای برای جذب نیرو شروع شد که حاصلش تشکیل سپاه یکصدهزارنفری محمد بود. حتی برادر حمید که قبلا مخالف جبهه رفتن او بود، داوطلبانه راهی جبهه شد. عملیات کربلای ۵ شروع شده بود و هر روز خبر پیروزی های رزمندگان به مردم می رسید و حمید...

صفحه 82 کتاب آمبولاس پنج ضلعی

ارسال به سراسر ایران
تضمین رضایت

موارد بیشتر arrow down icon