آینه: مجموعه داستان های عاشورایی
مولف (پدیدآور) :جمعی از نویسندگان
قیام امام حسین و حادثه کربلا در میان وقایع تاریخ اسلام از اهمیتی متمایز برخوردار است از همین رو کتاب "آینه: مجموعه داستان های عاشورایی" اثری است از گروهی از نویسندگان که به بیان داستان های عاشورایی می پردازد که در آن از منابع معتبری همچون نهج البلاغه، تاریخ طبری و.. استفاده شده است. این کتاب توسط انتشارات شهید کاظمی در قطع رقعی و با 124 صفحه به چاپ رسیده است
آشنایی بیشتر با کتاب آینه: مجموعه داستان های عاشورایی
قیام امام حسین (ع) و حادثه کربلا در میان وقایع تاریخ اسلام از اهمیتی متمایز برخوردار است و نقطه عطفی بی مانند محسوب میشود. بسترهای تاریخی این قیام، حوادث روز عاشورا و وقایع پس از آن هنوز ابعاد ناگفته و ناشناخته ی بسیاری دارد که در لحظه لحظه ی آن آموزه ها و تجربیات ارزشمندی نهفته است. از این رو یکی از دغدغه های جدی ما یافتن و پرداختن این نکات آموزنده و ارائه آنها در قالب آثار هنری فاخر است.
کتاب «آینه» دربرگیرنده ی هشت داستان کوتاه است که در هر کدام، یک شخصیت تاریخی در مواجهه با قیام امام حسین (ع) معرفی شده است. اساس ماجرا در هر داستان که برگرفته از روایات معتبر تاریخی ست در پی آن است نشان دهد تصمیم هر یک از این شخصیت ها در مواجه با قیام امام حسین (ع) منفرد و منقطع از گذشته شان نیست و ریشه های انتخاب هر یک را باید در گذشته اش جستجو نمود. عاشورا معرکه ی آزمایش بزرگ الهی ست و تنها کسانی از این امتحان سربلند عبور می کنند که پیش از آن خود را برای چنین روزی آماده کرده باشند.
برخی بابصیرت، مشتاقانه به سوی کاروان امام (ع) می شتابند. برخی دیگر میدانند سعادت ابدی در گرو یاری فرزند پیامبر(ص) است، اما تردیدها و تعلقات، مانع همراهی آنهاست. برخی دیگر می دانند حق در کدام سوی ماجرا آرمیده است، اما جرأت یاری حقی را که ظاهرا پیروز نخواهد شد ندارند و از مواجهه با امام حسین (ع) فرار می کنند تا بهانه ای داشته باشند. برخی دیگر نیز می دانند نباید دستشان به خون فرزند رسول خدا(ص) آلوده شود، اما تقدیر، ایشان را در سپاه عمر سعد به دام میکشد!
برشی از کتاب آینه: مجموعه داستان های عاشورایی
آسمان از تیر، تیره میشود و سیل تیر، انگار تگرگ بر سر و روی یاران حسین فرود می آورند. تیرها داخل سپر، زره، دست، پا، گردن، سینه ى أدم و اسبان می نشینند و عمده ی اسبان پی میشوند.
آنی نگاه شبث به تاخت و تاز عباس، حر و زهیر است که سوار بر اسب، عین تیر سه شعبه به صف اول کوفیان می زنند. لشکر از سه جهت شکاف برمیدارد و از چپ و راست، سواره و کماندار بر زمین می افتد. بین آن همه لشکر، قامت بلند عباس و ضربه های ماهرانه ی بازو و شمشیری که با حرکت اسب قوی هیکل زیر پای جفت و جور میشد، نشانه است. با هر ضربه ی شمشیر عباس، یک نفر بر زمین سقوط می کند. هر کس مقابل او قرار می گیرد، چون کودکی می شود که در مقابل یک مرد قرار گرفته باشد! لشکر که از هم می پاشد، عباس، حرو زهیر هم باز می گردند تا محاصره نشوند.
گرد و غبار فروکش می کند و تیراندازان عقب می نشینند. محدوده ی خیمه ها و اطراف آن، از تیر فرش شده. کمتر کس از یاران حسین است که تیر داخل تنش فرو نرفته باشد. عده ای خون آلود بر خاک افتاده، گروهی زانو زده و تعدادی ایستاده، سر تیرهای داخل تن خود را می شکنند و آماده ی دفاع می شوند. اسبان یا پی شده اند یا تنشان از تیر عین خارپشت شده است. تیرها از شتران هم نگذشته. چند شتر روی پهلو افتاده و دست و پا می زنند. کودک و زنان از خیمه ها بیرون می آیند و پیکر خون آلود مردان خود را تیمار می کنند. شبث بی اختیار فریاد می کشد:
«درناها!» ...
صفحه 66 کتاب آینه: مجموعه داستان های عاشورایی
سبد خرید این کتاب فعلاً فعال نیست
سعی می کنیم این کتاب رو در اسرع وقت موجود کنیم
از این که با شکیبایی همراه ما هستید از شما متشکریم