کتاب 📕 24 ساعت تا مرگ 📕 جدیدترین اثر انتشارات خادم الرضا (ع) حتماً ببینید

ادبیات فارسی

ادیان و مذاهب

اصول دین و اعتقادات

اهل بیت (ع)

سبک زندگی

قرآن

کودک و نوجوان

علوم و فنون

حوزه علمیه

احادیث | ادعیه | زیارت



قیمت پشت جلد: 1000000 ریال
قیمت برای شما: 950,000 ریال 5 درصد تخفیف
تاریخ بروزرسانی: سه شنبه 23 شهريور 1400

توضیحات

جنگ تنها یک کلمه است که برای آنهایی که درگیرش بوده اند معنای گسترده ای دارد. کتاب "اسماعیل نذر آفتاب" به قلم خانم اکرم صدیقی کلاته روایگر خاطرات آزاده اسماعیل کریمیان شاد دل می باشد. این کتاب توسط انتشارات سوره مهر در قطع رقعی و با 564 صفحه به چاپ رسیده است.

معرفی کتاب اسماعیل نذر آفتاب از زبان نویسنده :

خاطرات آزاده اسماعیل کریمیان شاددل در کتاب "اسماعیل نذر آفتاب" در سه فصل بیان شده است. تولد تا دوران انقلاب اسلامی از سال ۱۳۳۹ تا ۱۳۵۷، بعد از انقلاب اسلامی و دوران دفاع مقدس از سال ۱۳۵۷ تا ۱۳۶۲ و اسارت تا آزادی از سال ۱۳۶۲ تا ۱۳۶۹.

در روند خاطرات، برخی موارد پیش آمد که به دلیل گذر زمان، دقیق نبودند و یا حتی با خاطرات بقیه افراد مؤثر در آن حادثه، تناقض هایی داشت؛ مانند تاریخ دقیق حوادث، اسامی مکان ها، اسامی افراد و یا مطالب مبهم که با استفاده از منابع مختلف، گویاسازی شد. این دسته از موارد، به شکل پاورقی در متن گنجانده شده است.

منابع مورد استفاده، شامل کتاب های مرتبط با انقلاب اسلامی در استان، خاطرات مکتوب رزمندگان در عملیات ها، کتاب خاطرات اسرا در موصل، مجلات تخصصی دفاع مقدس، مقالات مرتبط درباره جنگ و اوضاع اجتماعی سیاسی اقتصادی جامعه، اطلس ها و سایت های تخصصی بودند.

در برخی موارد نیز به دلیل حساسیت راوی و گاهی به دلیل رعایت آبروی اشخاص و مسائل حاشیه ای، در تدوین کتاب از ذکر اسامی به شکل کامل خودداری شده است. در مواردی برای ارتباط بیشتر خواننده با متن، احساس راوی در حین گفتگونیزدر متن گنجانده شده است.

برشی از کتاب اسماعیل نذر آفتاب:

یک روز افسر اردوگاه و چند نفر از سربازان عراقی همراه یکی دو نفر لباس شخصی، با عجله آمدند و خیلی جدی برخورد کردند که گویا الساعه دستوری رسیده. افسران هم به آن دو نفر احترام خاصی گذاشتند. بعد گفتند: «همین الآن از طرف صدام حسین، دو نفر نماینده به اردوگاه آمده. می گویند چون عراق اسرای زیادی در ایران دارد و افراد شناخته شده عراق هستند، صدام حسين طی موافقت نامه ای دستور داده که برای تعویض آنها با اسرای ایرانی موجود در عراق، اقدام فوری انجام گیرد. الآن باید هرچه پاسدار و روحانی اسیر داریم را با افراد ارتشی حزب بعث تبادل کنیم. اینها آمده اند تا اگر کسی از شما پاسداريا روحانی است، به اینها معرفی کنیم و بفرستیم بغداد تا تبادل اسرا بین ایران و عراق انجام گیرد.»

بچه ها سکوت کردند. اوضاع غیرعادی بود. افسر عراقی دوباره گفت: «آیا کسی اینجا پاسداریا روحانی است؟ بلند شود و خودش را معرفی کند تا ما او را همین الان در لیست رفتن به ایران قرار دهیم؟»

اسرا، مخصوصا برادران پاسدار و روحانی، به نقشه های شیطانی آنها پی برده بودند. هیچکس بلند نمی شد و کسی هم کسی را لونمیداد. آنها چند بار تکرار کردند و بعد ناامید و دست از پا درازتر، برگشتند. تیرهایشان برای شناسایی فرماندهان و پاسداران و روحانیها، به سنگ خورد.

صفحه 322 کتاب اسماعیل نذر آفتاب

ارسال به سراسر ایران
تضمین رضایت

موارد بیشتر arrow down icon