خانم فرمانده
مولف (پدیدآور) :محمد علی جابری
اگر صفحات تاریخ این سرزمین را ورق بزنیم، نام زنان و مردان زیادی را میبینیم که جانشان را برای وطن فدا کرده و یا در خطر انداخته اند. کتاب "خانم فرمانده" اثری است از محمد علی جابری که داستانک هایی را از زندگی خانم مرضیه حدیدچی معروف به مرضیه دباغ را روایت می کند.
برشی از کتاب خانم فرمانده:
حدود یک ماه گذشته بود که خانواده دوباره دور هم جمع شدند.
آقای دباغ تازه از دزفول برگشته بود و خواهر طاهره نیز از همدان آمده بود.
وسط بگو و بخند های خانوادگی، صدای در بلند شد. دختر بزرگشان رفت و در را باز کرد. برگشت و گفت: مامان! پرویزخان اومده! اسم پرویزخان برایش آشنا بود، فهمید آمده اند تا اورا ببرند. شوهرش را فرستاد بالای پشت بام و گفت: با تو کاری ندارن، این ها اومدن دنبال من. تو بمون و بالا سر بچه ها باش!
مامور ها وارد خانه شدند. حضور چند مرد مسلح، ترس را در دل بچه ها انداخت. پرویزخان کوشید بی سر و صدا او را دستگیر کند، اما وقتی گریه بچه ها را دید، سعی کرد آرامشان کند.