سردار موشکی
مولف (پدیدآور) :محمد علی جابری
زمانی که جنگ تحمیلی میان ایران با اسرائیل و آمریکا شروع شد. سوال همه این بود که آیا ایران توان مقابله با این دو کشور را دارد؟ اما سال ها پیش از این "سردار موشکی» ما به این روزها فکر کرده بود.
کتاب "سردار موشکی" این بار به سراغ داستان سردار حاجی زاده عزیز رفته. سرداری که شاید در جنگ 12 روزه از پیش ما رفت اما با اراده و باوری که برای ایران ساخت، تا همیشه در قلب هایمان ماندگار شد.
برشی از کتاب سردار موشکی:
بچه ها سر از پا نمی شناختند. همه بهترین لباس هایشان را پوشیده بودند و چشمشان به در بود. به آن ها گفته بودند سردار حاجی زاده، فرمانده هوافضای سپاه به دیدارشان می آید.
باورشان نمی شد سردار به خانه فرزندان بهزیستی بیاید و کنار آن ها بنشیند.
او را بار ها در قاب تلویزیون دیده بودند و حالا قرار بود رودررو با او صحبت کنند. تا پیش از رسیدن سردار، بچه ها روی پا بند نمی شدند. یکی می رفت جلو آیینه و موهایش را مرتب می کرد. دیگری حرف هایی را که می خواست بزند با خودش تکرار می کرد.
بالاخره سردار رسید. با همه بچه ها خوش و بش کرد. بعد هم میانشان نشست مثل یک پدر که سال هاست با آن ها انس دارد. بدون هیچ عجله ای به حرف هایشان گوش داد.