فروش کتاب های سردار شهید حاج قاسم سلیمانی با تخفیف ویژه (به مناسبت دومین سالگرد) حتماً ببینید

ادبیات فارسی

ادیان و مذاهب

اصول دین و اعتقادات

اهل بیت (ع)

سبک زندگی

قرآن

کودک و نوجوان

علوم و فنون

حوزه علمیه

احادیث | ادعیه | زیارت


سلام بر ابراهیم(1)


قیمت پشت جلد: 330000 ریال
قیمت برای شما: 297,000 ریال 10 درصد تخفیف
تاریخ بروزرسانی: سه شنبه 25 آبان 1400

توضیحات

کتاب سلام بر ابراهیم1 دربرگیرنده‌ی زندگی‌نامه و خاطرات شهید گمنام «ابراهیم هادی» است. سلام بر ابراهیم 1 تاکنون در بیش از یک میلیون نسخه چاپ رسیده و از این حیث کتاب پرفروشی محسوب می‌شود. در مقدمه‌ی کتاب ذکر شده است که نوشتار پیش رو نه تنها یادآور شهیدی قهرمان، بلکه بیانگر احوال مردی است که با داشتن قهرمانی‌ها، با دریافت مدال شهادت اکمال یافت. مروری بر زندگی ابراهیم هادی می‌تواند چراغی در شب ظلمانی باشد.

این کتاب توسط انتشارات شهید ابراهیم هادی در قطع رقعی وبا 256 صفحه مکررا به چاپ رسیده است و خواندن آن را به تمام کتاب دوستان علل الخصوص علاقه مندان به حوزه دفاع مقدس پیشنهاد می کنیم.

بیانات رهبر در مورد کتاب سلام بر ابراهیم:

«می‌خواهم بگویم که این جنگ یک گنج است. آیا ما خواهیم توانست این گنج را استخراج کنیم یا نه ؟ این هنر ماست که بتوانیم استخراج کنیم. امام سجاد توانست همان چند ساعت گنج عاشورا را استخراج کند. امام باقر و ائمه‌ی بعد از ایشان هم استخراج کردند و آنچنان این چشمه‌ی جوشان را جاری نمودند که هنوز هم جاری است و همیشه هم در زندگی منشا خیر بوده است.همیشه بیدار کرده و همیشه درس داده و یاد داده که چه‌کار باید کرد. الان هم همین‌طور است. الان هر کدام از ما هر جمله‌ای از امام را که برایمان مانده را می‌خوانیم و به‌یاد می‌آوریم و احساس می‌کنیم که روح تازه‌ای می‌گیریم و حرف تازه می‌فهمیم».

معرفی کتاب:

نوشتار پیش رو، نه تنها یاد آور شهیدی قهرمان، بلکه بیانگر احوال مردی است که با داشتن قهرمانیها، پهلوانی ها، رشادت ها، مروت ها و ... با دریافت مدال شهادت اكمال یافت.

در عصری که نوجوان و جوان ما با تأثیر پذیری از الگوهای کم مایه در عرصه های ورزشی و هنری و... در کوره راه های زندگی، یوسف وار هر گامشان را چاهی در پیش، و گرگی در لباس میش در کمین است، مروری بر زندگی ابراهیم ها می تواند چراغی در شب ظلمانی باشد. چرا که پیر ما فرمود: «با این ستاره ها راه را می شود پیدا کرد.»

ابراهيم، دانش آموخته ای از مکتب ولایت، که خود آموزگاری شد در تدریس خلوص و عشق و ایثار، جرعه نوشی از جام ساقی کوثر که خود ساقی گردید بر تشنگانی چند. چیرگی بر نفس را آموخت، اما نه از پوریای ولی، که از مولايش على ليلا و چه زیبا تصویر کشید سیمای فتوت را. نشان داد که می شود بی قدم گردید سراپای جهان را و می توان در اوج آزادگی بندگی کرد، ولی فقط حضرت حق را..

در خاطره تاریخ پیش از ظهور اسلام، جوان ایرانی باصفتهای مردانگی، قهرمانی، میهن دوستی و جلوه گری می کرد. پس از ظهور اسلام با آموختن درس های دیگری چون ایثار، پاکی، و نجابت، صداقت، دیانت، شهادت و ... که از اهل بیت فرا گرفته بود،

موجب درخشیدن نام جوان ایرانی بر تارک آسمان فضایل گردید. تا جایی که گردنکشان ملیت های دیگر، لب به اعتراف گشوده و مرحبا گویان نامشان را می برده اند. دوره انقلاب اسلامی و برهه دفاع مقدس گواه این مدعاست.مروری بر احوال جوان و نوجوان ایرانی در این دوران، آن هم تحت رهبری پیری روشن ضمیر مانند دیدن در یاست!

برخی با تماشای عظمت و زیبایی ظاهریش لذت می برند. برخی گام را فراتر نهاده، علاوه بر تماشا، تنی بر آب زده تا لذت بیشتری برده باشند. گروهی به این قناعت نمی کنند، دل به دریا زده تا از قعر آن و از لابه لای صخره های زیر آب و نهان از دیده، صدفی جسته و گوهری به کف آرند.

والحق چه بسیارند گوهرهای به دست آمده از دریای دفاع مقدس که گنجینه ای بی بدیل و دیدنی شده اند از برای سرافرازی ایران و اسلام عزیز. و چه بی شمارند گوهرانی که در دل دریا مانده و هنوز دست غواصی به آنها نرسیده...

برخورد با دزد:

نشسته بودیم داخل اتاق. مهمان داشتیم. صدایی از داخل کوچه آمد. ابراهیم سریع از پنجره نگاه کرد. شخصی موتور شوهر خواهر او را برداشته و در حال فرار بود!

بگیرش... دزد... دزد! بعد هم سریع دوید دم در. یکی از بچه های محل لگدی به موتور زد. دزد با موتور نقش بر زمین شد؟ تکه آهن روی زمین دست دزد را برید و خون جاری شد. چهره دزد پر از ترس بود و اضطراب. درد می کشید که ابراهیم رسید. موتور را برداشت و روشن کرد و گفت: سریع سوار شوا

رفتند درمانگاه، با همان موتور. دستش را پانسمان کردند. بعد با هم رفتند مسجد! بعد از نماز کنارش نشست؛ چرا دزدی می کنی!؟ آخه پول حرام که... دزد گریه می کرد. بعد به حرف آمد: همه اینها را می دانم. بیکارم، زن و بچه دارم، از شهرستان آمده ام. مجبور شدم.

ابراهیم فکری کرد. رفت پیش یکی از نماز گزارها، با او صحبت کرد. خوشحال برگشت و گفت: خدا را شکر، شغلی مناسب برایت فراهم شد. از فردا برو سر کار. این پول را هم بگیر، از خدا هم بخواه کمکت کند. همیشه به دنبال حلال باش. مال حرام زندگی را به آتش می کشد. پول حلال کم هم باشد برکت دارد.

صفحه 75 کتاب سلام بر ابراهیم 1

داستان نارنجک:

قبل از عملیات مطلع الفجر بود. جهت هماهنگی بهتر، بین فرماندهان سپاه و ارتش جلسه ای در محل گروه اندرزگو برگزار شد. من و ابراهیم و سه نفر از فرماندهان ارتش و سه نفر از فرماندهان سپاه در جلسه حضور داشتند. تعدادی از بچه ها هم در داخل حیاط مشغول آموزش نظامی بودند.

اواسط جلسه بود، همه مشغول صحبت بودند که ناگهان از پنجره اتاق یک نارنجک به داخل پرت شد! دقیقا وسط اتاق افتاد. از ترس رنگم پرید. همینطور که کنار اتاق نشسته بودم سرم را در بین دستانم قرار دادم و به سمت دیوار چمباتمه زدم!

برای لحظاتی نفس در سینه ام حبس شد! بقیه هم مانند من، هر یک به گوشه ای خزیدند. لحظات به سختی می گذشت، اما صدای انفجار نیامد! خیلی آرام چشمانم را باز کردم. از لابه لای دستانم به وسط اتاق نگاه کردم.

صحنه ای که می دیدم باور کردنی نبود! آرام دستانم را از روی سرم برداشتم. سرم را بالا آوردم و با چشمانی که از تعجب بزرگ شده بود گفتم: آقا ابرام...! بقیه هم یکی یکی از گوشه و کنار اتاق سرهایشان را بلند کردند. 

همه با رنگ پریده وسط اتاق را نگاه می کردند. صحنه بسیار عجیبی بود. در حالی که همه ما به گوشه و کنار اتاق خزیده بودیم، ابراهیم روی نارنجک خوابیده بودا در همین حین مسئول آموزش وارد اتاق شد. با کلی معذرت خواهی گفت: خیلی شرمنده ام، این نارنجک آموزشی بود، اشتباهی افتاد داخل اتاق!

ابراهیم از روی نارنجک بلند شد، در حالی که تا آن موقع که سال اول جنگ بود، چنین اتفاقی برای هیچ یک از بچه ها نیفتاده بود.گوئی این نارنجک آمده بود تا مردانگی ما را بسنجد. بعد از آن، ماجرای نارنجک، زبان به زبان بین بچه ها می چرخید.

صفحه 125 کتاب سلام بر ابراهیم 1

ارسال به سراسر ایران
تضمین رضایت

موارد بیشتر arrow down icon

این کتاب محشره من هر شب این کتاب رو میخونم و با هر بار خوندن این کتاب هم لذت میبرم هم چیز های جدید تری یاد میگیرم . از لحاظ قیمت هم مناسبه . ممنونم.

کاربر مهمان
سوالی داری بپرس