خرید کتاب های قرآن و ادعیه تا 40 درصد تخفیف ویژه + یادبود اموات حتماً ببینید

ادبیات فارسی

ادیان و مذاهب

اصول دین و اعتقادات

اهل بیت (ع)

سبک زندگی

قرآن

کودک و نوجوان

علوم و فنون

حوزه علمیه

احادیث | ادعیه | زیارت



قیمت پشت جلد: 1850000 ریال
قیمت برای شما: 1,646,500 ریال 11 درصد تخفیف
تاریخ بروزرسانی: چهار شنبه 28 آبان 1404

توضیحات

یکی از راه هایی که از آن راه بر دین از جنبه های مختلف ضربه وارد شده است، رعایت نکردن این اصل است که ما همانطور که هدفمان باید مقدس باشد، وسایلی هم که برای این هدف مقدس استخدام می کنیم باید مقدس باشد ...

کتاب "سیری در سیره نبوی" به قلم استاد شهید آیت الله مرتضی مطهری که توسط انتشارات صدرا می باشد دارای سه فصل است که دیباچه، سیره نبوی و بخش ضمیمه است. بخش اصلی این کتاب مشتمل بر هشت سخنرانی تحت عنوان سیره نبوی است که در ایام فاطمیه سال 1354 در مسجد جامع تهران ایراد شده است.

مقدمه کتاب سیری در سیره نبوی:

ما ظلمی نظیر ظلمی که در مورد قرآن کرده ایم، در مورد سیره پیغمبر و ائمه اطهار کرده ایم. وقتی می گویند: پیغمبر چنین بود، می گوییم: او که پیغمبر بود؛ یا وقتی می گویند: على چنین بود، می گوییم: او که علی بود، تو ما را به علی قیاس میکنی؟! ما را به پیغمبر قیاس میکنی؟! ما را به امام جعفر صادق قياس می کنی؟! آنها که «ز آب و خاک دگر و شهر و دیار دگرند»؟! و چون «ز آب و خاک دگر و شهر و دیار دگرند» دیگر به ما مربوط نیست، «کار پاکان را قیاس از خود مگیر». .

گاهی یک تک مصراع ضررش برای یک ملت صدبار از و با و طاعون بیشتر است. از آن تک مصراع های گمراه کننده در دنیا یکی همین است: «کار پاکان را قیاس از خود مگیر». البته این تک مصراع از نظر گوینده اش یک معنا دارد و در میان ما معنایی دیگر رایج است. ما می خواهیم بگوییم کار خود را قیاس از پاکان مگیر، این را با این تعبیر میگوییم: «کار پاکان را قیاس از خود مگیر»....

آیا اخلاق نسبی است؟

عده ای معتقدند که به طور کلی اخلاق نسبی است؛ یعنی معیارهای خوب و بد اخلاقی نسبی است و به عبارت دیگر انسان بودن امری است نسبی. معنای نسبیت یک چیز این است که آن چیز در زمانها و مکانهای مختلف تغییر می کند: یک چیز در یک زمان، در یک شرایط، از نظر اخلاقی خوب است، همان چیز در زمان و شرایط دیگر ضد اخلاق است؛ یک چیز در یک اوضاع و احوال انسانی است، همان چیز در اوضاع و احوال دیگر ضد انسانی است. این، معنی نسبیت اخلاق است که بسیار به سر زبانها افتاده است.

مطلبی است که من اکنون اصل مدعا را عرض میکنم، بعد در | اطرافش توضیح می دهم و آن این است که اصول اولیه اخلاق، معیارهای اولیه انسانیت به هیچ وجه نسبی نیست، مطلق است، ولی معیارهای ثانوی نسبی است، و در اسلام هم ما با این مسئله مواجه هستیم، که این بحثی که راجع به سیره نبوی میکنم این مطلب را تدریجا توضیح خواهد داد.

در سیره رسول اکرم یک سلسله اصول را می بینیم که اینها اصول : باطل و ملغی است؛ یعنی پیغمبر در سیره و روش خودش، در منطق عملی خودش هرگز از این روشها در هیچ شرایطی استفاده نکرده است، همچنانکه ائمه دیگر هم از این اصول و معیارها استفاده نکرده اند. اینها از نظر اسلام بد است در تمام شرایط و در تمام زمانها و مکانها.

وسیله حق برای هدف حق:

برای حق باید از حق استفاده کرد. معنی این حرف این است: اگر من بدانم چنانچه یک حرف ناحق و نادرست، یک دروغ بگویم یا یک حدیث ضعیف، حدیثی که خودم می دانم دروغ است برای شما بخوانم همین امشب همه گنهکاران شما توبه می کنند و همه شما نماز شب خوان می شوید، در عین حال اسلام به من چنین کاری را اجازه نمی دهد.

آیا اسلام اجازه میدهد ما دروغ بگوییم که مردم برای امام حسین اشک بریزند؟ آن که می شنود که نمیداند دروغ است، اشک ریختن برای امام حسین هم که شک ندارد اجر و ثواب دارد، آیا اسلام اجازه نمی دهد؟ ابدأ. اسلام نیازی به این دروغها ندارد. حق را با باطل آمیختن، حق را از میان می برد. وقتی انسان حق را ضمیمه باطل کرد، حق دیگر نمی ایستد، خودش می رود. حق تاب اینکه همراه باطل باقی بماند ندارد.

گفتند: یکی از علمای بزرگ یکی از شهرستانها پای منبری نشسته بود. یک آقایی که شال سیدی به سر داشت، روضه های دروغ می خواند. آن آقا که از مجتهدین خیلی بزرگ بوده، از پای منبر گفت: آقا اینها چیست داری می گویی؟ یک وقت او از بالای منبر فریاد زد: تو برو دنبال فقه و اصولت، اختیار جد خودم را دارم، هر چه دلم بخواهد میگویم. اختیار جدم را دارم» یعنی چه؟!

غرضم این است: یکی از راههایی که از آن راه بر دین از جنبه های مختلف ضربه وارد شده است، رعایت نکردن این اصل است که ما همانطور که هدفمان باید مقدس باشد، وسایلی هم که برای این هدف مقدس استخدام می کنیم باید مقدس باشد. مثلا ما نباید دروغ بگوییم، نباید غیبت کنیم، نباید تهمت بزنیم؛ نه فقط برای خودمان نباید دروغ بگوییم، به نفع دین هم نباید دروغ بگوییم، یعنی به نفع دین هم نباید بی دینی کنیم، چون دروغ گفتن بی دینی است.

به نفع دین دروغ گفتن، به نفع دین بی دینی کردن است. به نفع دین تهمت زدن، به نفع دین بی دینی کردن است. به نفع دین غیبت کردن، به نفع دین بی دینی کردن است. دین اجازه نمی دهد ولو به نفع خودش ما بی دینی کنیم. «آذع إلى سبيل ربك بالحكة و الموعظة الحسنۃ». ببینید سیره تبلیغی پیغمبر اکرم - که از مهمترین سیره های ایشان است . چگونه بوده! پیغمبر، اسلام را چگونه تبلیغ کرد، چگونه ارشاد و هدایت کرد؟

صفحه 124 کتاب سیری در سیره نبوی

ارسال به سراسر ایران
تضمین رضایت

موارد بیشتر arrow down icon
سوالی داری بپرس