مشق مدیریت
مولف (پدیدآور) :یدالله کریم زاده
کتاب " مشق مدیریت" مجموعه ای است ارزشمند از 200 داستان و حکایت کوتاه مدیریتی. این کتاب اثری است از یدالله کریمی که توسط انتشارات شهید کاظمی در قطع رقعی و با 264 صفحه به چاپ رسیده است.
مقدمه کتاب مشق مدیریت از زبان نویسنده کتاب:
مجموعه حاضر گلچینی از داستان های کوتاه است که از گوشه و كنار خوانده و برای اینکه فراموش نشوند، در دفتری یادداشت می شدند. زمانی احساس شد برای استفاده افراد بیشتری، می توان به آن قالب كتاب داد. همیشه این باور بوده كه لطافت داستان پیام را بهتر منتقل می کند و یادآوری نكات را راحت تر می سازد. در این میان تنها یک مسئله وجود داشت: مطالبی که جمع آوری شده بود، بدون ذکر منبع بودند و برای چاپ گریزی نبود، جز آنكه مطالب بدون نام نویسنده یا مترجم آورده شوند.
بر خود لازم می دانم ضمن احترام به حقوق همه عزیزانی که از نوشته ها و ترجمه هایشان استفاده شده و تشكر صمیمانه از ایشان، یادآور شوم كه در ویراستاری نیزسعی شد منابع ارائه شود؛ ولی متأسفانه امكان ردیابی از بعضی از داستانها نبود و تعدادی هم که در اینترنت قابلیت جست وجو داشتند، به تکرار در وبلاگها و سایت های مختلف آورده شده بودند و پیداکردن منبع اصلی غیرممکن به نظر می رسید. قطع يقين برای هر نویسنده ای انتقال پیام و حكمتهایی که در لابه لای حکایت ها نهفته است ، قدم اول نگارش است.
دفتراول تدوینی است از داستان هایی با محوریت مدیریت. سعی شده است مطالب در حد امكان كاربردی و آشنا با فرهنگ ایران باشند، هرچند بسیاری از این نكته ها بدون نگاه کاربردی مدیریت، ظرافت هایی برای زندگی روزمره نیز خواهند داشت. در پایان امید است که این مكتوب بتواند برای کسانی که گام اول را در حوزه مدیریت برداشته اند، راه گشا باشد.
داستان کتابخانه رایگان:
ساختمان کتابخانه انگلستان قدیمی بود و تعمیر آن نیز فایده ای نداشت. قرار بر این شد کتابخانه جدیدی ساخته شود؛ اما وقتی ساخت بنا به پایان رسید، کارمندان کتابخانه برای انتقال میلیون ها جلد کتاب دچار مشکلات دیگر شدند.
یک شرکت انتقال اثاثیه از دفتر کتابخانه خواست که برای این کار سه میلیون و پانصد هزار پوند بپردازد تا این کار را انجام دهد؛ اما به دلیل فقدان سرمایه کافی، این درخواست از سوی کتابخانه رد شد.فصل بارانی شدن فرارسید. اگر کتاب ها به زودی منتقل نمی شد، خسارات سنگین فرهنگی و مادی متوجه انگلیس می شد. رئیس کتابخانه از نگرانی زیاد بیمار شد.
روزی، کارمند جوانی از دفتر رئیس کتابخانه عبور کرد. با دیدن صورت سفید و رنگ پریده رئیس تعجب کرد و از او پرسید که چرا این قدر ناراحت است.
رئیس کتابخانه، مشکل کتابخانه را برای کارمند جوان تشریح کرد؛ اما برخلاف توقعش، جوان پاسخ داد: «سعی میکنم مسئله را حل کنم.» روز دیگر، در همه شبکه های تلویزیونی و روزنامه ها آگهی منتشر شد با این مضمون: «همه شهروندان می توانند رایگان و بدون محدودیت، کتاب های کتابخانه انگلستان را امانت بگیرند و بعد از بازگرداندن، آن را به نشانی زیر تحویل دهند.» خود را تغییر دهید، نه جهان را.
صفحه 65 کتاب مشق مدیریت
سبد خرید این کتاب فعلاً فعال نیست
سعی می کنیم این کتاب رو در اسرع وقت موجود کنیم
از این که با شکیبایی همراه ما هستید از شما متشکریم