بحث وحدت و كثر در كتب حكيمان الهي و خصوصاً در صحف عارفان بالله، در حقيقت ناضر به تفسير دو اسم مبارك واحد و احد و سير در اين دو اسم اعظم است، و در غايت منتهي به توحيد ذات واجب الوجود است كه علاوه بر احديت و واحديت ذات واحد به وحدت حقه حقيقيه ذاتيه است. موحد حقيقي از تمام اعيان ممكنات و حقايق موجودات امكانيه فقط ظهور قدرت و صفات كماليه را ديد و جهات خلقيه خود اشياء و ممكنات را در نظر نگرفت. آري به احديت همين جهت خاصه از وجوه قلب و عين ثابته اش در حضرت غيبش معرفت حقايق بسيطه براي او به كشف حاصل مي شود. چون انسان از حيث استعداد و مرتبه و احوالش مقيد است لذا قبول نمي كند جز مقيد مثل خود را زيرا كه ادراك مشي هر آنچه را كه منافي اوست از آن جهت كه منافي اوست صورت پذير نيست چنانچه بدان اشاره شد... .
سبد خرید این کتاب فعلاً فعال نیست
سعی می کنیم این کتاب رو در اسرع وقت موجود کنیم
از این که با شکیبایی همراه ما هستید از شما متشکریم