اطلاعیه: سفارشات ثبت شده از تاریخ 24 اسفند، از تاریخ 16 فروردین 1404 پیگیری و پردازش خواهند شد. حتماً ببینید

ادبیات فارسی

ادیان و مذاهب

اصول دین و اعتقادات

اهل بیت (ع)

سبک زندگی

قرآن

کودک و نوجوان

علوم و فنون

حوزه علمیه

احادیث | ادعیه | زیارت



قیمت پشت جلد: 3080 ریال تاریخ بروزرسانی: بیش از شش ماه پیش

سبد خرید این کتاب فعلاً فعال نیست

سعی می کنیم این کتاب رو در اسرع وقت موجود کنیم

از این که با شکیبایی همراه ما هستید از شما متشکریم

ارسال به سراسر ایران
تضمین رضایت



مقدمه
جان، به بوی تو می شود زنده
در سر ما هوای حسین(ع) است
به قرآن دین و قرآن از حسین(ع) است
در نهضت حسین(ع) است راز حیات قرآن
ای کرب و بلا! ای مهد صفا! خوش منظر زیبا داری
در کوفه نگذاری قدم، زین شهر می بارد الم،
عالم از چه پرشور و شین است؟!
بخشا گنهم! جانا ز کردم، از کرده پشیمانم من
به جمعیت شود برپا، نماز ظهر عاشورا
بر گیسوی اکبر، لیلا زند شانه
یک لحظه سر ز امر حق نتابم فرزند قهرمان انقلابم
کاکل پر خون تو را هدیه به صغری برم
برادر جان! علی اکبر! بیا خواهر به قربانت
سربازِ سرافرازِ سالارِ شهیدانم
من قهرمان نهضت خونین کربلایم، عباس با وفایم
آهسته تر! آهسته تر! آرام جانم خفته استا
تیر سه شعبه به چه جرم از شقی!
می گفت زین العابدین: بابا حسین جانم! ده اِذن مِیدانم!
بیقراری مکن، زینب ای خواهر!
شد کشته حسین ابن علی زاده ی زهرا
هر دو عالم قطره و دریا، حسین(ع)
« ان الحسین مصباح الهدی و سفینة النّجاه»
تشنه لب کرب و بلا یا حسین(ع)
آرزوی تو دارم حسین جان!
در کربلا عزیزان، بر پا چه شور وشین است
همه گلهای زهرا گشته پرپر
در آسمان کربلا دوری نمایانست؛ چون خیمه سوزانست
خزان گلشن زهرا رسیده
در کرب و بلا آمد ز جنان زهرای حزین با آه و فغان
حسین جان ای حسین من کجایی؟!
می کُشَدَم حسرت دیدار تو جان پدر! خدانگهدار تو
ای بر همه شهیدان، مولا و میر و سالار!
آرزومندم پدر جان، در وطن آیی دگر بار
ای کشتگان بی کفن! شد کاروان راهی
کنون زینب، کاروانسالار اسیرانست
ای مَه که بر این صحرا دمیدی!
امشب به سرای خولی نوری ز خدا می بینم
زمین و آسمان می گرید امشب
قصه ی جانسوز هستی داستان زینب است
بر این لبان چوب کین مزن! مزن!ای لعین!
جهان در حیرت است از کار زینب
چه بیمارست این؟! کز بیم، زنجیر
نمی خوابم تا که بابایم، از سفر آید
خوش آمدی بابا! امشب به این خانه
چه شده عمّه که دیگر پدرم خانه نیاید؟!
گفت زینب با زمین کربلا
بر دلم ماند آروزی کربلا
غم و درد فراوان دارم امروز
کل یوم عاشورا، کل ارضٍ کرب و بلا
ای شیعه اگر در سینه و سر، تو شرو حسینی داری!
سقا و علمدار و سپهدار، ابالفضل(ع)
غنچه نشکفته را از شاخه اش کردی جدا
علی جان در آتش ببین خیمه ها را
تا کاروان ماتم، از کربلا روان شد
قافله سالار عشق، شهید عطشان حسین(ع)
هر که را سودای حسین(ع) است
سه شعبه تیر و گلوی اصغر
بیا به بسوی وطن ای پدر از کربلا!
خزان شد گلشن زهرا(س)
شیعه ی صاحب ذوالفقار
صحر به عزم بلندت سلام می گوید!
بنا نهاده جهان را خدا برای شهید
شهادت چیست؟ با آگاهی و عقل
قلم شد شاخه ی عمرم برای رویشی دیگر
همه جانها فدایت از حسین جان
شاهدان از شور ایمان سوختند
سر و جان عالم فدای حسین(ع)
حسین(ع) از بهر دین، جان را فدا کرد
یا رب! یا رب! به رسول(ص) خدا
یار مظلومان به محراب عبادت شد شهید
تحبه ی حضرت داور، زهرا(س)
در خون نشسته بازوی زهرا

موارد بیشتر arrow down icon
سوالی داری بپرس