خرید انواع کتاب ادعیه و زیارات با تخفیف باورنکردنی به همره یادبود اموات حتماً ببینید

ادبیات فارسی

ادیان و مذاهب

اصول دین و اعتقادات

اهل بیت (ع)

سبک زندگی

قرآن

کودک و نوجوان

علوم و فنون

حوزه علمیه

احادیث | ادعیه | زیارت



قیمت پشت جلد: 320000 ریال
قیمت برای شما: 240,000 ریال 25 درصد تخفیف
تاریخ بروزرسانی: چهار شنبه 26 خرداد 1400

توضیحات

کتاب زن در به در نوشته ی آلبرت برابر و به ترجمه ی محمد حسین میرزا جهانبانی توسط انتشارات گوهر ماندگار به چاپ رسیده است.

آشنایی بیشتر با کتاب زن در به در:

آلبرت برایر در کتاب زن در به در، داستان زنی را به تصویر می‌کشد که در جنگل توسط یک شکارچی تیر می‌خورد و زخمی می‌شود. شکارچی که در ابتدا او را با یکی از حیوانات جنگل اشتباه گرفته بود، وحشت زده بر بالای سر زن حاضر می‌شود، او را به کلبه خود می‌برد و پزشکی برای مداوایش می‌آورد. زن بعد از مدتی سلامتی‌اش را باز می‌یابد اما این اتفاق سر آغاز ماجراها و مشکلات دیگری است.

اگر به داستان‌های معمایی کلاسیک علاقه‌مندید، مطالعه کتاب شگفت‌انگیز آلبرت برایر را از دست ندهید.

در بخشی از رمان زن در به در می خوانیم:

به خداوند قادر متعال سوگند یاد می کنم مطالبی را که به من خواهید گفت مانند اسرار مقدسی در زوایای قلبم حفظ خواهم نمود.
دختر جوان دست پرستار خود را گرفته به قسمت آخر اطاق برده و در کنار پنجره نزد خود نشاند و با آه سوزانی شروع به ذکر سرگذشت خود نموده و گفت: حال شرح وحشتناک مرا بشنوید. من دختر والدین جنایتکاری هستم. والدين من به واسطه ی قتلی که مرتکب شده اند تسلیم مجازات گردیدند. آه که با چه محنتی باید این را اقرار بنمایم (پدرم روی تخته سیاستگاه به دست جلاد کشته شد و مادرم پس از سالها هنوز در محبس ادامه حیات میدهد)، ولی پس از خاتمهی حبس، خلاص خواهد شد و با اینکه نهایت عشق را به مادرم داشتم، حالا باید از او فرار کنم. از قلب مادری مضایقه و باید از او بپرهیزم. بدبختانه پس از ازدواج با کراف این راز را کشف کردم و از آن تاریخ به بعد دیگر نتوانستم به چشم های شوهر نجیبم نگاه کنم. عشق و سعادت او از آن به بعد برای من به رنج و سختی تبدیل شد. سایه های مقتول و محبوس سایه های قربانی های خونین سد آهنین بین من و سعادت من ایجاد نمود. تمام بدن کرفین از این اقرار میلرزید و صورتش را در بین دست های لرزانش مخفی نمود.
مادام ليندتر با نهایت تأثر بدون اینکه بتواند کلمه ای بگوید، رفین را در آغوش کشیده و سر او را به قلبش که با نهایت شدت می طپید چسباند. مدتی هر دو گریسته و اشک آنها با هم مخلوط می کردید. بالاخره مادام لیندتر برخاسته، با نهایت عجله به اطاق....

سبد خرید این کتاب فعلاً فعال نیست

سعی می کنیم این کتاب رو در اسرع وقت موجود کنیم

از این که با شکیبایی همراه ما هستید از شما متشکریم

ارسال به سراسر ایران
تضمین رضایت

موارد بیشتر arrow down icon
سوالی داری بپرس