بايد دانست كه لزوم تحصيل يقين برهاني نسبت به معارف مربوطه به خداشناسي، حجت شناسي و انجام شناسي به ضرورت حكم عقل قابل انكار نيست و شخص منكر اين حكم جز ستيزجويي و لجاجت غرض ديگري نميتواند داشته باشد. چرا كه اموري كه عقل مستقلاً حاكم نسبت بدان است، و در اين حكمش به هيچ امري متكي نبوده و محتاج به ضميمهاي هم نيست همانا لزوم اجتماب از ضررهاي احتمالي است. و يا اخبار گروه كثيري از بندگان خاص و مقرب پروردگار متعال كه تاريخ زندگاني سراسر نور و پاكي آنان بر همگان معلوم است، و خود را به عنوان نماينده سفير، پيامبر و رسول، از طرف خداوند خالق منان معرفي فرمودهاند و يك دل و يك زبان مردم را به معرفت و عبادت حضرت حق دعوت نموده و آنان را از عقوبات مخالفت فرامين الهي برحذر داشته اند، آري با وجود چنين اخباراتي چگونه رواست كه شخص عقل و صاحب شعور نسبت به ادعاي اخبار كنندگاني اينچنيني بي تفاوت باشد؟