و اين قطعه پر شور همان است كه اقبال در آن از پياده شدن طارق بن زياد سردار معروف اسلام در سرزمين اندلس (اسپانيا) سخن گفتن است. وقتي طارق از تنگه بين مغرب اقصي (مراكش كنوني) و اسپانيا قدم به خاك اسپانيا در اروپا (كه بعدها به اندلس شهرت و آن تنگه هم به نام «جبل الطارق» خوانده شد) گذاشت، دستور داد كشتي هاي حامل مجاهدان مسلمان را كه از راه دور آمده بودند به آتش بكشند، و چون علت را پرسيدند گفت: تا فكر فرار و بازگشت را از سر بيرون كنيد و بدانيد كه تمام نقاط روي زمين از آن خداي ماست مرحوم سعيدي اين قطعه را خيلي با هيجان و به صورت حماسي مي خواند. طارق چو بر كنار اندلس سفينه سوخت گفتند كار تو به نگاه خرد خطاست دوريم از سواد وطن باز چون رسيم؟ ترك سبب ز روي شريعت كجا رواست؟ خنديد دست خويش به شمشير برد و گفت هر ملك ملك ماست كه ملك خداي ماست و اين مصرع آخر را چند بار با شور و هيجان تكرار مي كرد.
سبد خرید این کتاب فعلاً فعال نیست
سعی می کنیم این کتاب رو در اسرع وقت موجود کنیم
از این که با شکیبایی همراه ما هستید از شما متشکریم