خرید کتاب های قرآن و ادعیه تا 40 درصد تخفیف ویژه + یادبود اموات حتماً ببینید

ادبیات فارسی

ادیان و مذاهب

اصول دین و اعتقادات

اهل بیت (ع)

سبک زندگی

قرآن

کودک و نوجوان

علوم و فنون

حوزه علمیه

احادیث | ادعیه | زیارت


قصه های پندآموز کهن (دفتر چهارم)

مولف (پدیدآور) :

زینب علیزاده لوشابی


قیمت پشت جلد: 1680000 ریال تاریخ بروزرسانی: پنج شنبه 24 شهريور 1401

توضیحات

قصه هرچه باشد و قصه گو هرکه باشد، هدفی جز بیان مرادش ندارد. اگر مراد آدمی در قالب داستان و تمثیل باشد، ماندگارتر خواهد بود چرا که زبان قصه زبانی امری و خطابی نیست و به صورت غیرمستقیم به روشنفکری و بیان اندیشه ها می پردازد. لذا شنیدن قصه برای آدمی دلنشین تر و جذاب تر است.

هدف از تالیف کتاب "قصه های پندآموز کهن" دفتر چهارم نیز، آموختن مفاهیم مختلف اخلاقی و اجتماعی در قالب قصه های کهن پارسی است. 

داستان کهن چه کسی نقاشی را کشیده:

روزی از روزها مردی داشت از جایی رد میشد چند مورچه دید. او ديد که مورچه ها دور هم جمع شده اند و دارند با هم حرف می زنند. هرکدام از آنها از چیزهایی که دیده یا شنیده بودند حرف می زدند. مرد ایستاد و به حرف های آن ها گوش داد. یکی از مورچه ها گفت: من صفحه کاغذ سفیدی دیدم که قلمی روی آن می چرخید ونقاشی های خیلی زیبا و قشنگی میکشید. آن قلم در کشیدن شکل های قشنگ خیلی مهارت داشت.

یکی دیگر از مورچه ها گفت: این درست نیست. آن شکل هایی را که تو دیدی، قلم نکشیده است. مورچه های دیگر گفتند: اگر قلم نکشیده پس آن شکل ها را چه کسی روی کاغذ کشیده؟

مورچه گفت: قلم که به تنهایی نمی تواند چیزی بکشد، آن انگشت دست است که قلم را می گیرد و نقاشی می کند. پس آن شکل ها را انگشت میکشد نه قلم.

دوست آن مورچه گفت: نخیر، این حرف هم درست نیست. انگشت قدرت ندارد که به تنهایی بتواند روی کاغذ شكل بکشد. اگر دقت کنیم می بینیم که این بازو است که به انگشت قدرت می دهد تا بتواند حرکت کند و روی کاغذ نقاشی بکشد.

مورچه ها همینطور حرف می زدند و هر کدام از آن ها نظر خودشان را به بقیه میگفتند، اما هیچ کدام از آنها نمی دانستند حرف کدامشان درست است. یکی از آن ها به بقیه گفت: بهتر است برای اینکه جواب درست این سؤال را پیدا کنیم پیش مورچه بزرگ برویم و جواب را از او بپرسیم.

مورچه ها قبول کردند و همگی با هم پیش مورچه بزرگ رفتند. آن مورچه باهوش و باتجربه بود. او وقتی حرف های مورچه های دیگر را شنید گفت: همه شما اشتباه کرده اید. هیچکدام آنها یعنی نه قلم، نه انگشت و نه بازو نمی تواند به تنهایی روی کاغذ شکلی بکشد. آنها از خودشان قدرت ندارند.

این شکل های زیبا و قشنگ را فقط عقل یک انسان می تواند بکشد. عقل انسان به بازو و بازو به انگشت و انگشت به قلم قدرت می دهد تا بتواند نقاشی های قشنگ بکشد. مورچه ها با شنیدن حرف آن مورچه بزرگ و با تجربه همگی حرفش را قبول کردند و به هوش و زیرکی او آفرین گفتند.

مرد با شنیدن حرف های مورچه ها و مورچه بزرگ خنده اش گرفت. او با خودش گفت: حتی مورچه بزرگ هم نمی داند که عقل انسان هم به تنهایی قدرتی ندارد. اگر خدا به عقل انسان قدرت نمی داد عقل انسان نمی توانست شکل های زیبا خلق کند. خدا است که به همه چیز قدرت می دهد و هیچ چیزی در دنیا بدون قدرت خداوند نمی تواند هیچ کاری بکند و هیچ قدرتی از خود داشته باشد.

صفحه 30 کتاب قصه های پندآموز کهن

سبد خرید این کتاب فعلاً فعال نیست

سعی می کنیم این کتاب رو در اسرع وقت موجود کنیم

از این که با شکیبایی همراه ما هستید از شما متشکریم

ارسال به سراسر ایران
تضمین رضایت

موارد بیشتر arrow down icon

♥️♥️♥️♥️

کاربر مهمان

عالی

کاربر مهمان
سوالی داری بپرس