مرز خسروی
مولف (پدیدآور) :لیلا حسین پور
قربان با دیدن تتو های رو بدن حبیب از تعجب شاخ درآورد. افکارش مشوش شده بود. با خود گفت: عجب چیزایی پیدا می شه این جا، منو باش فکر می کردم اینا همه شون کاردرستن. یارو با این همه خال کوبی معلوم نیست از کجا پا شده اومده این جا. فکر کرده این جا چاله میدونه..
در این داستان حکیمه غرق در بی کسی شده است او که به خاطر دستگیری همسرش ناچارا مجبور به مهاجرت شده است تلاطم غربت را در زندگی خود حس می کند. اما پس از چند سالی تصمیم می گیرد تا پا روی اجبارها بگذارد و برای یافتن همسرش راهی عراق شود.
حکیمه از وقتی که سه ماهه بود زندگی اش را راه راه و تیره می دید چرا که از همان موقع در زندان بزرگ شده بود و حال هم که خود بانویی شده بود و یک فرزند داشت بدون هیچ تجربه ای در غربت می زیست.
پیشنهاد ما: کتاب نهج البلاغه
کتاب "مرز خسروی" به قلم لیلا حسین پور، از تاریخ معاصر منطقه می گوید، همسایگی ایران و عراق با زبانی داستانی و جذاب. از روز هایی که طناب زندگی بخشی از جامعه عراق به ایران گره خورد و رانده شدند.
معاودین یکی از مظلوم ترین اقشار در تاریخ معاصردر سال های 58 تا 61 بودند که شاید بتوان گفت از نظر عراقی ها تنها گناهشان داشتن اجداد ایرانی بود یا شاید هم اینکه ایرانی فکر می کردند.
این کتاب توسط انتشارات معارف در قطع رقعی به چاپ رسیده است
پیشنهاد کتاب: فرهنگ معاصر عربی فارسی آذرتاش آذرنوش