خرید کتاب های قرآن و ادعیه تا 40 درصد تخفیف ویژه + یادبود اموات حتماً ببینید

ادبیات فارسی

ادیان و مذاهب

اصول دین و اعتقادات

اهل بیت (ع)

سبک زندگی

قرآن

کودک و نوجوان

علوم و فنون

حوزه علمیه

احادیث | ادعیه | زیارت


من هیچ کاره بودم


قیمت پشت جلد: 500000 ریال تاریخ بروزرسانی: دوشنبه 10 بهمن 1401

توضیحات

آن خدای بالا سر همه کاره است والا که من هیچ کاره بودم... این جمله ای است که دائما بر زبان این مرد هشتاد ساله آمده. آقای حاج حسن روحانی نژاد که برای انجام کار های خیر و شاد کردن دل افراد منتظر هیچ کمک دولتی و ارگانی نماند و خودش از هیچ چیز دریغ نکرد. کتاب "من هیچ کاره بودم" با خاطرات خودنوشت این مرد به ما احسان و نیکی و کمک به هم نوع را به خوبی یاد می دهد. این کتاب توسط انتشارات شهید کاظمی در قطع رقعی و با 424 صفحه به چاپ رسیده است.

در پشت جلد کتاب می خوانیم:

این کتاب قصه خود نوشت مردی هشتاد ساله است که در زندگی اش هر لحظه که خواسته بایستد و نفسی تازه کند ، چشمش به کمبودها و رنج های دیگران افتاده و همین او را به ادامه دویدن واداشته است .کسی که برای شناختن دنیای بهتر، منتظر هیچ دولت و ارگانی نمانده و با دست خالی معجزه کرده و پیش رفته. معلولان را سر و سامان داده، صدها مدرسه ساخت، مسجدهای زیادی را بنا کرده و یا بهبود داده، نمازخانه و ورزشگاه و خانه برای محرومان ساخته و بیشتر از همه اینها، "دل" ها را آباد کرده است.

با این همه، هر وقت کسی از او تشکر کرده، بالا را نگاه کرده و از ته قلبش گفته : به خدا که ((من هیچ کاره بودم!)) هذا من فضل ربی...

چه کاری بهتر از آباد کردن خانه خدا:

مسجد شعبان یکی از مساجد قدیمی است که در مرکز شهر تبریز واقع شده است. در این مسجد شهید آیت الله حاج سید محمد علی قاضی طباطبایی رضوان الله تعالی علیه نماز مغرب و عشاء را اقامه میکرد و به منبر می رفت. این مسجد به برکت وجود آن مبارز نستوه، پایگاه مبارزات سیاسی بود و در بحبوحه پیروزی انقلاب، نقش بسیار مؤثری در پیشبرد امور انفلاب داشت. شهید محراب آیت الله قاضی، آخرین نمازش را در محراب همین مسجد اقامه کرد و در بازگشت از آنجا به دست کوردلان فرقانی به فیض شهادت نائل آمد. هم اکنون نیز یکی از مساجد فعال مرکز شهر است.

مع الوصف این مسجد، شبستان زنانه و چای خانه آبرومندی نداشت. دستشویی و وضوخانه اش هم پاسخگوی اجتماعات سیاسی عبادی و مراجعات مردم و اهالی محل نبود. آقای خدابخش رفع این نواقص را به جهاد محول کرد. اول، محل شبستان زنانه را در قسمت شرق مسجد انتخاب کردیم و آقای مهندس مختاری برای اجرای شبستان مطالعات لازم را انجام داد تا به بافت داخلی مسجد آسیب نخورد.

برای طرح و نقشه ظاهری شبستان هم یک حدیث مشهور خانم فاطمه الزهرا(س) در یک کنسول اجرا شد و یک حدیث هم در کنسول دیگری با کاشی هفت رنگ کار کردیم. در ورودی شبستان زنانه را از کوچه ضلع شمالی مسجد قرار دادیم. چای خانه را هم در فضای زیر پله های شبستان ساختیم.

روزی با آقای خدابخش از مسجد بازدید می کردیم، او گفت: حاجی، کاری کن که خانم ها، چهره آقا را بالای منبر ببینند تا استماعشان کامل و سکوتشان بیشتر باشد و نظم مسجد رعایت شود. اگر به جای پنجره از شیشه رفلکس استفاده کنیم آنها آقا را می بینند ولی آقایان آنها را نمی بینند.

طرحش را پسندیدم و شبستان را با شیشه رفلکس بستیم ولی فایده چندانی نداشت؛ صحبت کردن خانم ها به روال همیشه برقرار بود! دستشویی ها را در زیر حیاط مسجد، احداث کردیم و چاه هایی به قطر ۱۲۰ سانت و عمق ۲۰ متر زدیم. ناگفته نماند، برای تخریب دستشویی های قدیمی، از کادر آتش نشانی کمک گرفتیم و آنها شبانه چاه های قدیمی را تخلیه کردند. صبح، همه آنها را فرستادیم حمام نوبر که بیست، سی متر با مسجد فاصله داشت و ۱۱ هزار تومان هزینه استحمام آنها شد.

صفحه 296 کتاب من هیچ کاره بودم

سبد خرید این کتاب فعلاً فعال نیست

سعی می کنیم این کتاب رو در اسرع وقت موجود کنیم

از این که با شکیبایی همراه ما هستید از شما متشکریم

ارسال به سراسر ایران
تضمین رضایت

موارد بیشتر arrow down icon
سوالی داری بپرس