کتاب خانم امدادگر
مولف (پدیدآور) :ناهید رحیمی
وقتی از شجاعت حرف میزنیم به یاد تمام زنان و مردان قهرمانی می افتیم که با شجاعتشان فداکاری، ایمان و نوع دوستی را معنا کردند. شهیده مریم فرهانیان هم یکی از همان قهرمانان است که در کتاب خانم امدادگر به سراغ داستان های زندگی او می رویم.
دختری که با وجود سن بسیار کمی که داشت خانم امدادگر شد و شجاعانه و دلیرانه در دل آتش و خونی که در جنگی نابرابر به پا بود به جای به خود اندیشیدن به رضای خداوند و یاری انسان ها می اندیشید.
کتاب "خانم امدادگر" به قلم ناهید رحیمی و تصویرگری لیلا اربابی توسط انتشارات کتابک به چاپ رسیده و جدیدترین عضو مجموعه کتاب های قهرمان من محسوب می شود. این کتاب را با تخفیف 17 درصدی می توانید تهیه نمایید.
معرفی کتاب: ایران در مسیر صعود به قله هاست، این را می توان از آمار های جهانی درک کرد. برای خرید جلد دوم کتاب صعود چهل ساله با بالاترین تخفیف اینجا را کلیک کنید.
برشی از کتاب خانم امدادگر:
مریم اعلامیه ها را زیر چادرش نگهداشته بود و آرام در خیابان راه می رفت.
با احتیاط وارد مغازه ای شد و اعلامیه را به خانم جوشی که مسدول زنان انقلابی آبادان بود رساند.
خانم جوشی به روی مریم خندید: عزیزم. کاش همه دختران این سرزمین جرات و جسارت و شهامت تو را داشتند. برادرت مهدی در مورد تو درست می گفت.
مریم لبخندی زد و گفت: درمورد من؟ مگر چه می گفت؟
می گفت مریم با همه خواهرهایم فرق دارد، شجاع تر و آگاه تر است، جسارت و فهم و درکش خیلی بیشتر از بقیه است. اشتیاقش در یادگیری آموزه های انقلابی چند سروگردن بالاتر از باقی خواهرهایم است. خلاصه که برادرت خیلی به بودن و داشتن تو افتخار می کند عزیزم.
مریم لبخندی زد و اعلامیه ها را به او تحویل داد و گفت: من هرچه دارم از لطف خدا و درس های داداش مهدی است. و بعد با احتیاط از مغازه بیرون رفت.
گزیده کتاب خانم امدادگر:
وارد بیمارستان شدم تا به مریم سری بزنم
از دور مریم را دیدم که روی نیمکت نزدیک خوابگاهشان نشسته بود و تاول های پایش را با سوزنی می ترکاند.
تا من را دید پایش را پنهان کرد. نزدیکش که شدم قسمش دادم که بگوید مشکلش چیست.
حرف نمی زد تا اینکه بالاخره به حرف آمد و گفت: مدت زیادی است به خاطر تعداد مجروحین بالا استراحت نکرده ام.
بعد ها از هم اتاقی هایش شنیدم که مریم تنها کسی است که مدام در حال رسیدگی به مجروحین و کمک به پزشکان و پرستاران است و اصلا بر اساس لوح شیفت عمل نمی کند.
می گفتند مریم یک دقیقه هم از پا نمی نشیند و اصلا استراحت نمی کند و در جاهایی که دیگران جرات نمی کنند وارد شوند او تنها کسی است که داوطلبانه به کمک پزشکان می رود.