خرید کتاب های قرآن و ادعیه تا 40 درصد تخفیف ویژه + یادبود اموات حتماً ببینید

ادبیات فارسی

ادیان و مذاهب

اصول دین و اعتقادات

اهل بیت (ع)

سبک زندگی

قرآن

کودک و نوجوان

علوم و فنون

حوزه علمیه

احادیث | ادعیه | زیارت


کتاب خانه ای برای همه

مولف (پدیدآور) :

مرضیه ذاکری


قیمت پشت جلد: 2700000 ریال
قیمت برای شما: 2,268,000 ریال 16 درصد تخفیف
تاریخ بروزرسانی: جمعه 15 اسفند 1404

توضیحات

در این "خانه ای که برای همه" است؛ مادرجان هنرمندی بود که زندگی را به‌واقع، زندگی کرد و به هیچ‌کدام از نقش‌هایی که خداوند برای او رقم زد، پشت نکرد و با نگاهی باز همه را پذیرفت و چه زیبا نقش‌آفرینی کرد.

خانم منصوره مقدسیان در ظاهر کار خیلی خاصی نمی‌کند؛ اما ظرافت‌های درک او از دیگران باعث شده ظرفیت آدم‌ها را خوب بشناسد و متناسب با هرکدام جوری دست‌گیری کند. این آدم‌ها نمونه‌های خوبی هستند که سردست بگیریمشان و وقتی می‌خواهیم از سبک زندگی اسلامی بگوییم برای عینی شدن صحبت‌هایمان و برای نشان‌دادن شدنی بودن این سبک از زندگی، معرفی‌شان کنیم.

کتاب "خانه ای برای همه" به قلم مرضیه ذاکری روایتگر زندگی‌نامه خانم منصوره مقدسیان است. مادری که در این خانه مادر همگی ماست...

معرفی کتاب خانه ای برای همه:

یکی از معضلات زندگی در دنیای مدرن فردگرایی تنها شدن و بی‌اعتناشدن انسان‌ها به یکدیگر است. آدم‌هایی تنها بی‌خبر از همسایه و فامیل که خوشی‌ها و ناخوشی‌های زندگی‌شان هم برای خودشان است و دیگران یا نیستند یا اگر هستند با هم ارتباطی ندارند که بخواهند دردهای هم را تحمل کنند یا در خوشی‌های همدیگر را سرخوش کنند.

شدت بریده شدن انسان‌ها از یکدیگر آن‌قدر گسترده شده است که هر چیزی بهانه می‌شود برای نفی رابطه و راندن دیگران از خود بهانه‌هایی همچون خون و نژاد، قومیت مکان زندگی طبقه اجتماعی مرز جغرافیایی یا درآمد اقتصادی همه این عوامل یا سبب از هم گسستن شده یا با گسیختن پیوندها، یکی‌یکی به وجود آمده و روابط اجتماعی را مرزبندی کرده‌اند.

جمع‌گرایی و جامعه گرایی هم نتوانسته این درد و احساس خلأ انسان‌ها را درمان کند چنین مفاهیمی به دنبال پیونددادن انسان‌ها هستند و می‌خواهد از آنها هویتی جمعی بسازد؛ اما با کدام چسب انسان‌ها را به هم بچسباند؟ اگر پیوندی حقیقی میان انسان‌ها وجود نداشته باشد، هر چسبی هم که باشد تا یک زمانی آدم‌ها را دور هم نگه می‌دارد و در سختی‌ها و بحران‌ها ازهم‌گسسته می‌شود.

در این میان نگاه دینی به هستی و زندگی و آدم‌ها و ارتباطاتشان برای درمان این تنهایی‌ها حرفی نو دارد راهکار، اسلامی از جنس دعوت به هویت جمعی بدون پشتوانه پیوندها نیست، بلکه روی‌آوردن به پیوندهای اصیل انسانی است که از پیوند باخدا نیرو گرفته‌اند. در این نگاه بیشتر باخدا انس بگیری دلت با آدم‌ها بیشتر صاف می‌شود و احتمال پیوند با دیگران و دیگران را از خود دانستن بیشتر می‌شود. 

از خود دانستن چیست؟ با پیوند باخدا، «خود» انسان متفاوت می‌شود. دیگر آن آدم قبل نیست بزرگ و بزرگ‌تر می‌شود و مرزهای وجودش دیگر آن‌قدر تنگ نیست که خودش هم در آن جا نشود و همیشه گرفته و دلگیر باشد. شنیده‌اید که آدم‌ها به‌خاطر در باز خانه کسی به مهمانی نمی‌روند، بلکه این روی باز و دل گشاده است که مهمان را به خانه می‌آورد؟

این روی باز همان بزرگ و وسیع بودن انسان است با بزرگ‌شدن خود مرزهای خانۀ انسان نیز تغییر می‌کند و خانه بزرگ می‌شود نه اینکه دیوارهای خانه حرکت کنند و خانه وسیع، شود؛ بلکه چون دل وسیع شده خانه هم برای دیگران جا دارد خانه می‌شود خانه امید آدم‌ها.

اینها که گفتیم تنها چند کلمۀ سخت نیست که در ذهن‌ها و خیال باقی‌های کنار هم قرار بگیرند و دنیایی دست‌نیافتنی بسازند اشتباه نکنیم فقط کعبه نیست که خدا در قرآن آن را خانه مردم نامیده یا فقط در خانه ائمه روی همه مردم و همۀ بی‌پناهان باز نبوده است این چیزها می‌شود در دنیای آدم‌های معمولی هم اتفاق بیفتد داستان خانه خانم منصوره مقدسیان در این کتاب ازاین‌دست خانه‌هاست که خانه‌اش شده خانه‌ای برای همه.

مادر هم در این خانه مادری برای همه است؛ مادری فراگیر و دل‌سوز که اگر پول هم نمی‌داشت بی‌اعتنا نبودنش به دیگران بالاخره جوری خودش را نمایان می‌کرد اصلاً «مادری» الگوی خوبی است برای رهبری اجتماعی در محله یا فامیل یا حتی جامعۀ بزرگ. «ام» است دیگر و می‌تواند امامت کند.

مادرجان کیست؟

مادرجان سال ۱۳۰۰ در تهران متولد شده بود؛ ولی بزرگ شده مشهد بود پدرش حاج محمدحسن مقدسیان تهرانی چون خیلی عاشق امام رضا بود و مشتاق زندگی توی مشهد چند سالی بعد از ازدواجش بساط زندگی‌اش را جمع کرد و مقیم
مشهد شد.

وقتی مادرجان هفت سالش، بود پدر و مادرش از هم جدا شدند. او و خواهرش که چهار سال داشت روزهای سختی را گذراندند تا به وضعیت جدید و دوری مادرشان عادت کنند؛ ولی هرگز نشنیدیم مادرجان از نامادری‌اش بد بگوید تا زمانی که زنده، بود احترامش را داشت.

همیشه برای ما از خوبی‌های ریا به خانم گفت و در حقش دعای خیر می‌کرد عاشق خواهر و برادرهایش بود هیچ‌وقت ازش کلمۀ «تنی» و «ناتنی» را نشنیدیم وقتی بزرگ‌تر شدیم از اطرافیان و فامیل به گوشمان رسید که مادر ما فقط یک خواهر تنی دارد.

هروقت کسی پیشش از بی‌مهری و ظلم نامادری‌ها و رفتار بدشان با بچه‌ها می‌گفت چهره‌اش می‌رفت توی هم و با حسرت می‌گفت: «کاش میتونستم یه روزی همۀ نامادری‌ها رو یه جا جمع کنم و براشون از حضرت ام البنین بگم؛ از فداکاری‌ها و مهربونی هاش در حق بچه های حضرت زهرا بگم اگه همه نامادری‌ها حضرت ام البنین رو الگو بدونن میبینن که چه برکاتی به زندگیشون نازل میشه و توی دنیا و آخرت به چه جایگاهی میرسن.

صفحه 15 کتاب خانه ای برای همه

و خانه ای که برای همه است:

از وقتی باسواد می‌شدیم یکی از بازی‌هایمان کارت بازی بود. مادرجان کلی توی وسایلش کارت بازی خدا دوست دارد خدا دوست ندارد داشت فکر می کنم مادرجان اوایل انقلاب این کارتها را خریده بود. نوه های دیگر مادرجان که از ما بزرگ تر بودند هم با این کارت‌ها بازی کرده بودند.

مادرجان تعداد زیادی از این کارت‌ها را خریده بود و به بچه های آشنا و فامیل هدیه می‌داد. توی این، بازی دودسته کارت داشتیم که یکی قرمزرنگ بود و رویش صفاتی نوشته شده بود؛ مثل محسنین و توایین و متوکلین دسته دیگر بنفش رنگ بود و رویش صفاتی مثل مفسدین و مسرفین نوشته شده بود.

با این کارت‌ها به چندین شکل می‌توانستیم بازی کنیم یک‌بار با کارت‌های قرمز، یک‌بار با کارت‌های بنفش و یک‌بار با همۀ کارت‌ها با هم برای اینکه بتوانیم توی این بازی امتیاز بگیریم و برنده باشیم باید معنای کلمات را توی خاطرمان نگه می‌داشتیم معنی بعضی کلمات سخت بود و درست متوجه نمی‌شدیم؛ ولی آن‌قدر بازی کرده بودیم که دیگر همۀ کلمات قرآنی را با ترجمه‌اش حفظ شده بودیم.

مادر جان همیشه بیشتر از آنکه به کارهای نادرست و اشتباهمان توجه کند به کارهای خوبی که انجام می‌دادیم توجه می‌کرد تعریف‌ها و تشویق‌هایش بر اساس کارهای مثبتمان بود. هیچ‌وقت نمی‌گفت وای چقدر قشنگ شدی، چه لباس قشنگی یا چه کفش قشنگی می‌گفت چقدر خوب چادرت رو سرت کردی چقدر خوب با مادرت حرف زدی چه شعر قشنگی خوندی. بعد دستش را می‌انداخت دور گردنمان و می‌گفت یا مادر سجده‌گاهت رو ببوسم.

صفحه 167 کتاب خانه ای برای همه

 

پیشنهاد ما: کتاب منم یه مادرم

پیشنهاد ما: کتاب خاطرات سفیر

ارسال به سراسر ایران
تضمین رضایت

موارد بیشتر arrow down icon
سوالی داری بپرس