کتاب عزیز زیبای من
مولف (پدیدآور) :زینب مولایی
هیچ ایرانی آن روز تلخ را فراموش نخواهد کرد. سیزدهمین روز از دی ماه سال 1398 زمانی که حاج قاسم سیاهی شب را برگزید تا به دیدار الهی برود. در شبی که ماهی از سوی زمین برخواست تا به سوی ماه، سفر کند. آثار فراوانی در باب زندگی و زمانه حاج قاسم سلیمانی به چاپ رسیده است، اما سوال این است که در 72 ساعت پایانی عمر سردار دلها چه گذشت؟ آه ای عزیز زیبای من از ساعات پایانی بگو...
کتاب "عزیز زیبای من" به قلم زینب مولایی روایتی است مستند از هفتاد و دو ساعت پایانی زندگی شهید حاج قاسم سلیمانی که شامل خاطراتی از نزدیک ترین افراد به او می باشد. علاوه بر آن می توان در خلال این روایات به روحیات سردار پی برد و آن را سر لوحه مسیر جهاد خود قرار دهیم.
معرفی ویدیویی کتاب عزیز زیبای من:
برشی از کتاب عزیز زیبای من:
عزیز زیبای من، روزها و شب های زیادی ست که از آن نیمه شب وصال تو به معشوقت می گذرد.
شما به معشوق زیبایت رسیدی، ولی ما را در میانه آتشی که هیزم عشق شعله هایش هر روز بیشتر و سوران تر می شود، تنها گذاشتی.
مگر نه آنکه عاشق و معشوق با نرسیدن جاودانه می شوند، که اگر وصالی باشد، از یاد می رود، ولی وصال شما مرز های قصه های عاشقانه را جا به جا کرد، و البته یک تاریخ را!
هر زمان از معشوقت برایمان حرف زدی، دلمان لرزید و ترس این عشق، با تمامی لحظات زندگی مان عجین شد، ولی هیچ گاه دل و روحمان باورش نکرد. نمی دانی چقدر به معشوقت حسودی مان می شود...!
به لحظه ای که نو عروس زیبایت، تو را با تمام وجود در آغوش کشید و ما را در حسرت فقط یک لحظه گرمی آغوشت گذاشت.
این نو عروس حق شما بود عزیز ما!...