کتاب قاب های روی دیوار
مولف (پدیدآور) :اختر بیجاد (رها)
نگریستن به قاب های روی دیوار برای هر انسانی تداعی کننده خاطرات ریز و درشت از گذشته و انسان هایی است که روزی با عشق و علاقه در کنار آن ها می زیسته است. حال تصور کنید حال دل مادری که قاب های روی دیوارش چیزی جز عکس های پسر، برادر و همسر شهید و جانباز نیستند.
برشی از کتاب قاب های روی دیوار:
دو قطره اشک گوشه چشم هایم جمع شده اند، اما نمی ریزند. روی صندلی می نشینم و سجاده را جلویم پهن می کنم.
نمازم تمام شده که حاجی وارد اتاق می شود. بوی عطرش در ریه هایم می پیچد، امانت هایی را که خداوند به من داده بود، یک به یک پس دادم. گره ادرم را از زیر چانه باز می کنم و به حاجی نگاه می کنم که رو به نقطه نامعلومی لبخند می زند.
گرد پیری روی صورتش نشسته. چقدر شکسته شده! با آنکه کمرش از این همه داغ خمیده، اما لبخند از روی لب هایش محو نمی شود.
مدام می گوید :الهی رضا برضائک، اگه ده تا پسر دیگه هم داشتم، خرج این مردم و انقلاب می کردم. خدا همین تعداد کمش رو هم از ما قبول کنه. فاطمه جان! الحمدالله که امانت های خدا رو بهش برگردوندیم. ان شاءالله که از جفتمون راضی باشه.