خرید کتاب زیارت عاشورا با تخفیف جذاب ویژه محرم و یادبود اموات حتماً ببینید

ادبیات فارسی

ادیان و مذاهب

اصول دین و اعتقادات

اهل بیت (ع)

سبک زندگی

قرآن

کودک و نوجوان

علوم و فنون

حوزه علمیه

احادیث | ادعیه | زیارت


حاج قاسمی که من می شناسم

مولف (پدیدآور) :

شیرازی علی


قیمت پشت جلد: 300000 ریال
قیمت برای شما: 270,000 ریال 10 درصد تخفیف
تاریخ بروزرسانی: شنبه 4 دي 1400

توضیحات

شروع دوستی ما از سال 61 در حمیدیه اهواز شروع شد. قاسم سلیمانی فرمانده تیپ ثارالله، سخنران بود و من (علی شیرازی) روحانی گردان شهید باهنر. همانجا بود که عشق به حاج قاسم و این مرد بزرگ به دلم نشست

کتاب "حاج قاسمی که من می شناسم" به قلم علی شیرازی به روایت رفاقتی چهل ساله از او با سردار دلها می پردازد جایی که با آسمانی شدن سردار این رفاقت پایان یافت. این کتاب توسط انتشارات خط مقدم در قطع رقعی وبا 168 صفحه به چاپ رسیده است.

 
پیشنهاد ما: کتاب حاج قاسم

عموی بچه ها و خانواده هایشان:

حاج قاسم، پس از این سفر، بلافاصله به کرمان رفت. در اوج خستگی، آسایش نمی شناخت. خانه ی بسیاری از شهدا، در شهرهای استان کرمان بود. خانه ای نبود که شهید داده باشد و سردار سلیمانی نرفته باشد.

اینخصلت، پس از جنگ تا پایان عمرش ادامه یافت. با بعضی مادرهای شهدا ارتباط خاصی داشت. علی شفیعی، از فرماندهان لشکر ثارالله بود؛ کسی جز مادرش نداشت. حاج قاسم همیشه به دیدن این مادر می رفت. مثل مادر خودش با او رفتار می کرد؛ چادرش را می بوسید. حتی زمانی هم که سوریه بود، از آنجا به او زنگ می زد. به اسم فرمانده و با تشریفات به خانه ی شهدا نمی رفت. صبح زنگ میزد خانه ی شهید دهقانی، میگفت امروز صبحانه می خواهم بیایم خانه ی شما؛ کله پاچه هم می خواهم.

طوری خودمانی برخورد میکرد که هیچ فاصله ای بین او و بچه های شهید نباشد؛ احساس کنند پدرشان آمده؛ حرف شان را بزنند؛ مشکلات شان را بگویند.دفترچه ی تلفنی داشت که شاید صد و پنجاه شماره ی تلفن خانوادهی شهید توی آن یادداشت کرده بود. روزی نمی شد که با چند نفرشان تماس نگیرد.

توی هر فرصتی در طول روز، به مادر، پدر، همسر و بچه های شهدا زنگ میزد. با هر یک، ده دقیقه - پنج دقیقه صحبت می کرد. حال شان را می پرسید و مشکلات شان را می شنید. توی راه خانه به محل کار، در مسیر فرودگاه و رفتن به جلسه ها، این زمان ها هم متعلق به خانواده ی شهدا بود.

صفحه 38 کتاب حاج قاسمی که من می شناسم

مرد روزهای سخت:

حاج قاسم با هیچ کس رودربایستی نداشت. طبیعی ست که روسیه، مطیع حاج قاسم نبود که تمام مباحثش را با حاج قاسم طرح کند. گاهی روس ها موضوعی را با حکومت بشار یا ترکیه می بستند؛ حاج قاسم، آن را به هم می زد و می گفت باید با ما مشورت بشود. آنها هم فهمیده بودند که نمی توانند حاج قاسم را دور بزنند. با تمام قدرت، از منافع جمهوری اسلامی دفاع می کرد. گاهی روس ها بنا به منافع شان، با آمریکایی ها صحبتی می کردند و تصمیمی می گرفتند.

اگر آن تصمیم به ایران آسیب می رساند، حاج قاسم محکم می ایستاد؛ با فرمانده ارتش و وزیر روس برخورد می کرد؛ پیغام میداد و می گفت به آنها بگویید اگر این کار را بکنند، من محکم برخورد می کنم . از آن طرف، بعضی جاها، میدان مشترک بود و می بایست با هم تصمیم می گرفتیم. توی آن میدان اگر جمهوری اسلامی با روسیه همراهی نمی کرد، روسیه آسیب می دید. به آمریکایی ها هم پیغام میداد.

در مذاکراتی که در روسیه و ترکیه انجام می شد، چون می دانست آمریکایی ها آدم های نیرنگ بازی هستند و شاید سر روس ها هم کلاه بگذارند، به آنها هشدار می داد. گاهی به واسطه ی روس ها، به ترکیه پیغام میداد که اگر این تصمیمی را که گفته اید، اجرا کنید، من برخورد می کنم. اهل ملاحظه کاری نبود. اگر کاری را حق تشخیص می داد، دنبال می کرد تا به نتیجه برسد.

صفحه80 کتاب حاج قاسمی که من می شناسم

 

پیشنهاد ما: کتاب امام حسین این گونه بود

 

ارسال به سراسر ایران
تضمین رضایت

موارد بیشتر arrow down icon

خاطراتی از رفاقت چهل ساله اقای شیرازی با شهید قاسم سلیمانی را در کتاب حاج قاسمی که من میشناسم بخوانید.

کاربر مهمان
سوالی داری بپرس
-->