خرید کتاب زیارت عاشورا با تخفیف جذاب ویژه محرم و یادبود اموات حتماً ببینید

ادبیات فارسی

ادیان و مذاهب

اصول دین و اعتقادات

اهل بیت (ع)

سبک زندگی

قرآن

کودک و نوجوان

علوم و فنون

حوزه علمیه

احادیث | ادعیه | زیارت


کتاب رهایی از گناه - علیرضا پناهیان

مولف (پدیدآور) :

حجت الاسلام علی رضا پناهیان


قیمت پشت جلد: 650000 ریال
قیمت برای شما: 611,000 ریال 6 درصد تخفیف
تاریخ بروزرسانی: چهار شنبه 5 مرداد 1401

توضیحات

ظرف گناهتان لبریز شده است؟ به چه میزان به توبه و بخشوده شدن این حجم از گناهان اعتقاد دارید؟ آیا واقعا خدا آنقدر رحیم است که تمامی گناهان را با یک توبه ببخشاید؟ رهایی یافتن از گناهان به شدت سخت است اما راه و چاره خود را دارد...

یکی از مهم ترین مفاهیمی که ذهنیت نادرست نسبت به آن در جامعه ما فراگیر است، مفهوم گناه و توبه می باشد که باید به درستی درمورد آن سخن گفت. کتاب "رهایی از گناه" برگرفته از سلسلسه مباحث استاد پناهیان در ماه رمضان سال 1398 در مسجد امام صادق (ع) تهران پیرامون موضوع گناه و رهایی از آن می باشد.

پیشنهاد ما: کتاب صحیفه سجادیه

چرا گناه وجود دارد که مغفرتی هم باشد؟

قصد داریم در مورد دو موضوع بسیار عجیب در عالم خلقت و فضای دین داری صحبت کنیم؛ یکی موضوع «گناه» و دیگری موضوع «مغفرت و توبه».

در این عالمی که خداوند همه چیز را منظم آفریده است، به انسان اراده و اختیار و آزادی داده است، و طبیعتا این انسان گاهی اشتباه می کند و عمل خلافی از او سر می زند که به ضرر خودش است، عجیب این است که خداوند اسم این اشتباه را« گناه و معصیت» گذاشته است و می فرماید: «مرا عصیان کردید!» درحالی که ما خودمان را اذیت کرده ایم و به نفس خودمان ظلم کرده ایم و ضربه زده ایم، ولی این ضربه ای را که ما به خودمان زده ایم، خداوند به خودش میگیرد.

کلمه «ذنب» به معنای دنباله است. دلیل اینکه به گناه، ذنب میگویند این است که دارای عوارض منفی برای انسان است. وقتی ماگناهی انجام می دهیم، در واقع برای خود ما عوارض منفی دارد، اما خداوند می فرماید: بیا از این کار، توبه کن، یعنی از من معذرت خواهی کن!

کلمه «عصیان» هم به معنی پیروی نکردن است. من ارتباط خودم را باخدا قطع کرده ام و این کار آثار وضعی نامطلوبی برای خودم دارد. اما خداوند می فرماید: تو مرا معصیت کرده ای، بیا توبه کن...

اینکه خداوند به ما دستور نماز و روزه می دهد، عجیب نیست؛ چون معلوم است که این کارها به نفع خودمان است. عجیب آنجاست که اگر این کارها را انجام ندهیم، نامش گناه و معصیت خدا می شود. یعنی وقتی من به خودم لطمه میزنم، خدا ناراحت می شود.

موضع پروردگار نسبت به این دستورها این گونه است که خودش وارد شده و برای کارهایی که به نفعمان است، بهشت قرار داده و با جهنم، تهدید میکند؛ مثل مادری که از سر دلسوزی، کودک نادان خودش را تهدید میکند.

صفحه 12 کتاب رهایی از گناه

دین داری ائمه هم برای منفعتشان بود...!

سؤال دیگری که در اینجا مطرح می شود این است که: اگر ما منفعت طلب و برنامه ریز شویم، پس عشق و عاطفه در رابطه با خدا چه میشود؟ اگر بخواهیم همیشه منفعت طلبانه دین داری کنیم و منفعت طلبانه با خدا سخن بگوییم، پس صحبت کردن عاشقانه با خدا چه میشود؟ پس عشق و عاطفه و زیبایی های هنرمندانه در دین چه می شود؟ آیا دین داری منفعت طلبانه، سرد و بی روح نیست؟

در پاسخ به این پرسش باید گفت که انسان موجودی است که عمیق ترین محبت در دلش، جدای از منافعش نیست و از سر منفعت طلبی عاشق می شود. عشق این نیست که انسان خودش را فدا کند! خداوند در قرآن کریم درباره شهدا می فرماید: داریم خریدوفروش میکنیم؛ تو جانت را بده من می خرم.

حتی اگر در ادعیه ای که از ائمه هدی (ع) به ما رسیده است دقت کنیم، خواهیم دید که ادبیاتش بیشتر منفعت طلبانه است تا عاشقانه! 

اگر می خواهیم عاشق شویم، عاشق خدایی بشویم که تمام منافعمان را تأمین می کند؛ این عشق «عشق متواضعانه» است. خدا عشق متکبرانه را نمی پذیرد. باید با خدا وارد تجارت شد، در این صورت خواهیم دید که خداوند چه تجارت پرسودی را برای ما رقم می زند. آنگاه ذره ذره عاشق او خواهیم شد، و شرمنده او خواهیم شد، و مديون احسان او خواهیم شد. انسان بنده احسان است.

اگر عشق می خواهیم، باید منفعت طلبی کنیم تا ببینیم خدا چگونه منافع ما را تأمین می کند و بابت هر یک کار خوبی که انجام دهیم، ده برابر، بلکه هزار برابر پاداش میدهد! وقتی ببینیم خدا چگونه از گناهان ما می گذرد، کم کم به او علاقه مند می شویم و پس از آن عاشق و عاشق تر خواهیم شد و خودمان را به شدت محتاج خدا خواهیم دید. رابطه عاشقانه بین عبد و مولا رابطه بین گدا و دارا است؛ عشق به خدا را با عشق به فرزند با همسر اشتباه نگیریم!

صفحه 100 کتاب رهایی از گناهان

پیشنهاد ما: اجوبه الاستفتائات رهبری

گزیده ای از کتاب رهایی از گناه:

به واقع گناه چیست؟ چرا اصلا گناهی باید وجود داشته باشد؟

وقتی یک «فرمان» وجود داشته باشد، اگر آن فرمان را اطاعت نکنیم گناه» اتفاق افتاده است. ولی اگر به موضوع «فرمان» توجه نکنیم، هر اشتباهی که مرتکب شویم، اسم آن را « خطا» می گذاریم، نه گناه و معصیت به معنای «مقابل خدا ایستادن».

به بیان دیگر، اگر ما اشتباه و خطایی را مرتکب شویم که در مورد آن اشتباه یک «فرمان» و نهی وجود داشته باشد، مفهوم گناه شکل گرفته است. در این صورت است که انسان جلوی فرمان خدا ایستاده است. 

مسئله کلیدی قرآن که همان مسئله بشر است، مسئله «گناه» است. البته بشر معمولا تا اینجا را می پذیرد که «خطا» کرده است و باید خطای خودش را جبران کند و باید سعی کند خطا نکند و این خطا به ضررش خواهد بود. یعنی دعوا بر سر این نیست که انسان ها اشتباه خودشان را قبول نمی کنند، یا قبول ندارند که اشتباهات به خودشان لطمه می زند. حتی خیلی از انسان ها از خدا می خواهند که اشتباهاتشان را جبران کند؟

مسئله از آنجا شروع می شود که خداوند اسم این خطای بشر را گناه» گذاشته است؛ به همین دلیل وقتی پیامبری می آید و خطوط گناه و ثواب را تعیین می کند، با پیامبر درگیر می شوند و ممکن است خدا را هم در این موضوع متهم کنند. حال اگر بگوییم «یک خدایی هست که در دینش، گناه و ثواب ندارد» در این صورت با خدا مشکلی نخواهند داشت.

صفحه 206 کتاب رهایی از گناه

پیشنهاد ما: کتاب ریحانه بهشتی

ارسال به سراسر ایران
تضمین رضایت

موارد بیشتر arrow down icon
سوالی داری بپرس
-->