کتاب هفدهمین روز
کتاب "هفدهمین روز" را نشسته نخوانید، که این کتاب را نِشَسته نمی توان خواند. سطر به سطر کتاب سرشار از حس غرور و تلاش افتخار به جوانان ایرانی است که ناخودآگاه انسان را به ایستادن وامیدارد.
قصه هفده روز ایستادگی پررمز و راز جوانان، با خودکفایی صنعت موشکی کشور را در این کتاب بخوانید.
پیشنهاد ما: کتاب ریحانه بهشتی
خرید کتاب هفدهمین روز:
معرفی کتاب هفدهمین روز:
با آغاز جنگ تحمیلی و شروع روزهای پر هیاهوی دهه شصت صفحه جدیدی از انقلاب اسلامی ایران ورق خورد. جنگی که با حملات مداوم و بیرحمانه صدام و ارتش بعث عراق به غیرنظامیان شهرهای مختلف کشور هموطنان بسیاری را داغدار کرد.
پس از گذشت مدتی از جنگ صدام و متحدانش متوجه شدند غلبه بر نیروی ایمان و اراده جوانان مؤمن و مسلمان ایران به آن آسانیها که فکر میکردند. نیست به همین دلیل شیوه را تغییر و جنگ شهرها را آغاز کردند.
سلاح اصلی این جنگ جدید بمب و مهمتر از آن موشکهایی بود که طول آنها به ۱۱ متر میرسید و قطعاً ایران چنین سلاحی در اختیار نداشت. در قبال این شدت از حملات ایران به دلیل وجود تحریمها از خرید سلاحهای جدید محروم بود و تنها میتوانست از آتش توپخانههایش استفاده کند.
موشک جواب موشک شده بود شعار ثابت اجتماعات مختلف و مطالبه اصلی مردم از مسئولین دیگر نوبت آنها بود تا آستینی بالا زده و شعارهای مردم را لبیکگویند چشم امید مسئولین نیز به جوانان پرشور، انقلابی و مؤمنی بود که به فرمان رهبرشان جنگ را رأس امور میدانستند و برای تحقق آن از جانمایه گذاشته و در جبهههای دفاع مقدس ایفای نقش میکردند.
این جوانان فعالیتشان را آغاز کردند فعالیتی که برای اولینبار داشت قاطعانه دنبال میشد و کسی از تلخوشیرین آن مطلع نبود ماجراهایی دلکش از تولد هفده روزه ی اولین پرتاب موشکی ایران داستانی شنیده نشده و بکر از مجاهدت جوانان مؤمن انقلابی که مرورش میتواند توشه نسلهای امروز و آینده انقلاب برای برداشتن گام دوم انقلاب باشد.
معرفی کتاب: خرید کتاب بابای موشک ها
گزیده ای از کتاب هفدهمین روز:
موشک باید تست میشد خودروهای تست افقی و ذاتی برای همین کار طراحی شده بودند متخصص این کار ناصر بافقی بود. قبل از این که وارد عمل بشود به اسناد و مدارک و جزواتی که یادگاری از سوریه بود نگاهی انداخت.
با یک بسمالله وارد خودروی تست افقی شد و کارش را شروع کرد موشک با چند کابل به خودروی تست وصل بود تا اتصالات برقراری تمامی مدارات چک شود این کار زمان میبرد مقدم دل تو دلش نبود با چند نفر از بچهها بیرون قدم میزد نگران بود نکند ناصر موفق نشود!
ناصر در آموزشی که در سوریه میدیدند بهخاطر توانایی بالایش بیشترین تخصصها را داشت ایران هم که برگشت، بعد از تدوین کتابها، هرآنچه که یاد گرفته بود را به سایر بچههای تیپ موشکی آموزش میداد تست موشک تخصص اصلی ناصر بود
ابتکار عمل افقی در تدریسش هم جالب بود پدرش نجار بود و به همین واسطه با مهارتی که در نجاری، داشت با تابلویی چوبی که رویش تعداد زیادی دکمه و صفحهنمایش نصب، بود صفحههای تست را شبیهسازی کرده بود حتی طوری آن را رنگآمیزی کرده بود که شباهت زیادی به نمونه اصلیاش داشت.
با این ترفند کار حفظ ترتیب زدن دکمهها و نحوه عملکردشان را که در تست موشک بسیار اهمیت داشت برای شاگردانش آسان کرد کاری که خودش برای حفظ آنها خیلی زحمت کشید این تابلو بعد از مدتی بین بچهها به تابلو بافقی معروف شد. تابلویی که اساس آموزش نیروهایی بود که میخواستند در آینده بهعنوان افسر هدایت روی سکو و موشک کار کنند.
مقدم در همین حال و هوا و افکار بود که متوجه شد ناصر بیرون از خودروی، تست با خوشحالی به سمتش میآید. تست موشک با موفقیت تمام شده بود.
صفحه 145 کتاب هفدهمین روز
پیشنهاد ما: خرید کتاب حاج قاسمی که من می شناسم